یادتون بخیر

چند لحظه چشمامونو ببندیدم .به مرغ خیالمون پرو بال بدیم تصور کنیم.یه جفت پا چهار زانوی روی زمین که همیشه پذیرای سر ماست .آغوشی که گرماش تمومی نداره .گرمایی لطیف و ملایم.دستایی که شاید چروکیده و پینه بسته باشه ولی وقتی با محبت روی صورتت کشیده میشه لطافتشو از عمق وجودت حس میکنی.جیب هایی که همیشه برای خوشحال کردن تو بساط شکلات و نخودچی و کشمش توش براست.بوسه هایی که وقتی روی پیشونیت میشینه تمام وجودتو به پرواز در میاره.
دو تا اسم به وسعت اقیانوس .دو تا اسم به عظمت کوهساران .دو تا اسم به لطافت شبنم روی گلبرگ های صبحگاهی .دو تا اسم که حتی فکر کردن بهشون لبخندو به لبات میارن.نمی دونم چی صداشون میکنی؟مامان بزرگ.بابا بزرگ,آقا جون و مامان جون-آقا بزرگ و بی بی خانم-پدر بزرگ و مادر بزرگ –بابایی و مامانی .نمی دونم و لی همه ی این اسم ها یه حس بی نظیر رو برات به ارمغان میاره .حس کودکی حس لطیفی که حاضر نمی شی با دنیایی عوض کنی.
آدما چند دسته ان یه دسته کسایی ان که حکایت منو دارن دسته ما یه عمره از تجربه این حس زیبا محرومیم چون قبل از اینکه دست چپ و راستمون رو بشناسیم خدا مارو از وجود داشتن این عزیزان محروم کرد.
دسته دیگه کسایی هستن قدر این فرشته های آسمونی رو میدونن .براشون فرقی نمی کنه ازشون دور باشن یا نباشن ولی اون عشق آسمونی بینشون جاری و ساریه.
اما دسته سوم کسایی که اصولا لیاقت داشتن چنین گوهر آسمونی رو ندارن .این دسته آدمایی ان که نمک سفره پدر رو میخورن و در کمال نمک نشناسی پدر و مادر راهی خانه سالمندان میکنند .غافل از اینکه این دنیا و این چرخ گردون دار مکافاته .وقتی از این دست میدی لاجرم از دست دیگه میگیری .
اینارو نوشتم واسه اینکه این روزا بدجوری دلم هواشون رو کرده .هر چند که من تقریبا هیچ خاطره ای ازشون ندارم ولی وقتی تو این شبا میشینم سر سفره افطار بدجوری دلم براشون تنگ میشه.
خدا بیامرزه همه اسیران خاک رو و بیامرزه پدر بزرگ و مادر بزرگ پدری و مادری من رو
پیوست 1:بازم باید ببخشید که نثر من مثل شما عزیزان زیبا و ادیبانه نیس .ولی خوب دست خودم نیس من یه عمره که به این شیوه عادت کردم.تو تمام این بیست و یک سالی که از خدا عمر گرفتم همیشه دل و زبونم یکی بوده.شیوه نگارشم هم(البته اگه بشه بهش گفت شیوه نگارش)از همین عادت سرچشمه میگیره چون هرچی که تو دلمه عینا میاد رو صفحه.
تو لحظه های آسمونیتون منم از یاد نبرید.التماس دعا
پیوست2:خبرنگار کیست؟
موجودی عجیب و غریب تمام خواب و خوراکو همو غمش پیگیری مطالبات مردم است.
خبرنگار غیر صداوسیمایی کیست؟
این یکی بمراتب موجود عجیب و غریب تری است .نه آنتنی در اختیار دارد نه میدونه مفهوم عشق آنتن یعنی چی.نه اسم ابر رسانه ای مثل صدا و سیما پشتشه نه هرجا میره کلی خدمو هشم دنبالش را می افتن نه حتی کسی میشناستش.همه چیزی که از خبرنگاری نصیبش شده تو سه کلمه خلاصه میشه:
عشق-عشق-عشق
این روز رو از طرف خودم به تمامی دست اندکاران عرصه خبر و اطلاع رسانی در تمامی خبرگزاری ها و سایت های خبری تبریک و تهنیت عرض میکنم
برای سلامتی آقا امام زمان صلوات بفرست