مهارتهای اجرا» - «گزارش»
مهارتهای
«اجرا» - «گزارش»
«گویندگی خبر» - «مصاحبه»
در برنامههای صدا و سیما
همایش دی ماه 1380 - «گروه ورزش» شبکه سوم سیما
ترجمه و تالیف : محمد حسین سروش
بسم الله الرحمن الرحیم
درباره زبان
سخنوران خوب به زیان و کاربرد آن احترام میگذارند – آیا شمانیز زبان را خوب و درست بکار می برید ؟ آیا به جایگاه دستوری هر کلمه آشنایید ؟آیا در حین صحبت از کلماتی نظیر "همانطور که می دانید " ، "راستی" ، "واقعا" و امثال اینها استفاده می کنید ؟
بدون تردید استفاده از کلمات زاید موجب کاهش تاثیر کلام خواهد شد .
هنگام سخن گفتن به محض اینکه به نظر و دیدگاهی درست رسیدید باید بطور سریع آن رابا بهترین شیوه ارتباط منتقل کنید . برای این کار شما نیازمند داشتن هوشمندی ویژه ای در کاربرد زبان هستید . اگر شما زبان را درست و روشن بکار نبرید هیچکس عقاید شما را درنمییابد .
کلمات ابزار کار شماست . هر کدام کاربرد ویژهای دارند ، درست مانند ابزار کار هر حرفه .
تا کنون به کار نجار نگاه کردهاید ؟ کاری که برای من(نویسنده متن) یا شما دو ساعت زمان میخواهد برای نجار در 10 دقیقه انجام میشود. البته با ابزار درست . درکار نجاری شما نمیتوانیدمیخ را با پیچ گوشتی در چوب فرو کنید و یا پیچ را با چکش بپیچانید. در سخن گفتن و تفهیم مفاهیم نیز چنین است. باید برای مفهومی که درنظر داریم واژه درست انتخاب شود .[1][1]
معانی واژگان
}در انتخاب واژه برای سخن گفتن آنطور دقیق باشیم که در انتخاب عدد در محاسبه ریاضی{
سخنور موفق از معانی واژهها آگاه است، البته هم معانی صریح و آشکار . هم معانی پوشیده و عمیق آنها. او نیز به چگونگی استفاده درست، آشکار،روشن و مناسب آنها آگاه است .
کلمان دو نوع معنی دارند، یک معنی، معنی آشکار و عینی است. معنی دیگر شکل نظری و احساسی آن است . مثلا "مدرسه دو معنا دارد، یکی به راحتی ما را به مکان ، موسسه و یا ساختمان ویژهای برای آموختن و آموزش دلالت میکند. یعنی معنی عینی آن. و معنی دیگر احساس و عواطف و سوابق روحی ما را از آن حکایت میکندو با شنیدن آن برای عدهای خستگی، انضباط و مشق خانه و برای عدهای دوستیها،معلمان خوب و خاطرات شیرین را تداعی میکند.
پس باید هم به معنی صریح کلمه آشنا بود و هم به معنی ضمنی آن. مثلا کلمه "مادر" علاوه بر معنی صریح و آشکار و اصلی خود معنی ضمنی سرمنشاء را نیز دارد.
شما کدام شیوه را دوست دارید؟ آیا علاقمندید مخاطبان خود را در احساس و عواطف و سوابق خاطرات نگاه دارید و یا اینکه زمینه واقعی و اصلی را برایشان فراهم کنید؟
ویژگیهای گزارشگران خوب
}مثبت باشید ولی بدانید چه موقع کنار بکشید
Be positive, but know whento withdraw}
عوامل سازنده گزارشگر خوب برای تلویزیون ، همان هایی هستند که روزنامه نگار خوب را در رسانهای دیگر به وجود میآورد. این عوامل شامل: شم خبری، شک گرایی ذاتی، عطش برای حقیقت و دانش و تمایل به برقراری ارتباط، همگی میباید با قابلیتهایی که دارای ماهیت مادی آشکارتری هستند سنجیده شوند.
حداقل این قابلیت ها عبارتند از:
- داشتن ظاهری مقبول و صدایی مناسب معیار پخش. امابیشتر از اینها، داشتن شهامت و جسارت بیان، قدری تکبر و اراده ای راسخ برای حفظ اعتماد به نفس در زمانی که در مهل رویدادهای مهم حظور کثرت سایر گروهها و افراد خبری بازدارنده نباشد.
- گزارشگر خوب باید توانایی ذاتی در زبان و غریزهای قوی برای بکاربردن هر کلمهای در جای خود داشته باشد. ولی از آنجا که تلویزیون اصرار دارد که زمان با ارزش پخش به هدر نرود، لذا سعی بر این است از بیان منضبط، مختصر و متعادل کمک گرفته شود. نکات برجسته باید به نحوی معقول و مرتبط با هم مرتب شوندو کلام در نهایت ایجاز در کنار تصاویر قرار گیرد.
خبر و گزارشگر رادیو
گزارشگر رادیو باید بتواند با سرعت و مهارت مطلب بنویسد. برای کمک به افزایش مهارت نویسندگی گزارشکر رادیو، چت کسلمن (Chet casselman) یکی از مدیران بسیار باتجربه خبر و رئیس پیشین اتحادیه ملی مدیران خبر رادیو – تلویریون، رهنمودهای زیر را مطرح کرده است. برخی از این رهنمودها در نوشتن خبر تلویزیون نیز بکار میرورد.
v به جای نوشتن برای چشم برای گوش خبر بنویسید.
v از بکار بردن واژهها و عبارتهای مبهم و مغشوش خودداری کنید.
v در نوشتن مطالب از زمان حال و جملات معلوم استفاده کنید .
v از بکار بردن واژهها و عبارتهای زاید خوداری کنید.
v از کلمات اختصاری استفاده نکنید.
v از ذکر نشانی خوداری کنید.
v از عنوانهای رسمی مشاغل استفاده کنید.
v جملات مبهم و نا رسا را بکار نگیرید.
v از واژه ما برای اشاره به خود استفاده نکنید.
v به سوابق کیفری افراد اشاره نکنید.
مخاطبان نوشته شما را نمیبینند، بلکه فقط آن را میشنوند. جملات باید نسبتا کوتاه باشند، واژها باید طوری انتخاب شوند که برای مخاطبان گوناگون، پذیرفتنی باشند.
آمار و ارقام پیچیده تا حد امکان ساده شود. دستورالعملهای زیر نیز توصیه میشود:
· مطالب را به زبان ساده بیان کنید. از ذکر بیمورد سن افراد، اسم میانی، نشانی، شغل، اسامی نا آشنا یا دور از ذهن، تعداد دقیق افراد و اطلاعات بیمورد که باعث کند شدن آهنگ خبر یا ناهنجاری آن میشود، خودداری کنید.
· آمار و ارقام را از حالت دقیق آن خارج بسازید و بصورت سادهتر درآورید. برای اجتناب از سوء تعبیر و ابهام نام افراد سرشناس و بستگان آنان را به دقت بیان کنید. مثال : «همسر معمار سرشناس سیدنی نولان فوت کرده است» ، «مری نولان بر اثر ایست قلبی در شیکاگو درگذشت» ، «مری نولان 67 ساله همسر سیدنی نولان معمار سرشناس ، امروز در شیکاگو در فوت کرد».
· توجه داشته باشید که هیچ خبری نباید با نام افراد آغاز شود، مگر آنکه فرد برای همه شناخته شده باشد.
· بیش از حد از ضمایر استفاده نکنید. برای اجتناب از هرگونه سوء تعبیر، به جای استفاده از ضمیرهای «او» یا«آنها» اسم افراد را در طول خبر تکرار کنید.
· از بکار بردن واژهای «اولی، آخری، به ترتیب» حودداری کنید. اینگونه واژهها را میتوان در در روزنامهها استفاده کرد اما در رسانههای صوتی چون مخاطب به مطلب دسترسی ندارد این واژها ابهام ایجاد میکند. از کاربرد واژههای سطحی عامیانه خودداری کنید.
· برای کمک به درک مطلب هر جا که لازم است نقل قولهای مستقیم را از اول شخص به سوم شخص تبدیل کنید. بهتر است بگوییم:«شهردار میگوید : قصد دارد تا به ریشه قضایا بپردازد». تا بگوییم:«شهردار میگوید: قصد دارم تا به ریشه قضایا بپردازم». بهتر است عین نقل قول را ذکر نکنیم.
· همیشه سعی کنید مطالب را به اختصار بیان کنید مگر آنکه استفاده از واژههای اضافی برای تاکید مطلب ضروری باشد. از بکار بردن واژههای مبهم و مغشوش خودداری کنید.
- لید و عنوان خبری زیر کاملا گمراه کننده است: «امشب برای برخی از پیشکسوتان ورزش و خانوادههای آنان خبر مسرت بخشی داریم.یکی از کمیسیونهای مجلس، لایحه افزایش حقوق بازنشستگان را به میزان 6 درصد تصویب کرده است». کسانی که با تشریفات قانونگذاری آشنایی ندارند ممکن است چنین تصور کنند که هماکنون مبلغی را که مجلس نمایندگان تصویب کرده، در بانک موجود است. استفاده از واژههای مشابه که معانی متفاوت دارند ممکن است مخاطب را دچار اشتباه کندو تکرار مطالب مهم را توصیه میکنیم اما کسالت آور نشود.
· از آنجا که رسانهها رویدادها را به محض وقوع منعکس میکنند، بهتر است که از زمان حال استفاده شود. استفاده از زمان حال سبب میشود که احبار حالت همزمان و زنده پیدا کند. در زمان حال از افعالی استفاده میشود که به جملات قدرت و استحکام میبخشد.
· از حروف اختصاری تنها در مواردی خاص استفاده کنید. برخی از این حروف کاملا برای مخاطب شناخته شدهاند. اف.بی.آی(F.B.I) اداره آگاهی فدرال، پلیس فدرال آمریکا. در صورت کاربرد اختصاری حروف نام کامل انجمن یا اتحادیه یا سازمان ذکر شود
Commenting تفسیر
}قانون برای مفسر: بداند چه وقت ساکت بماند.
Commentator,ruls: know when to keep quiet.}
اگر از موهبت صدای خوب و مهارت کاربرد واژه درست برخوردارید ، ممکن است زمانی از شما خواسته شود تا در موردی بخصوص «تفسیر» کنید.تفسیر که ارتباط نزدیک با گزارشگری دارد ، یا زنده و همزمان یا و یا ظبط همزمان است. از این رو فرصت دیگری برای تصحیح اشکالات وجود ندارد. البته در مورد دوم در تدوین سنجیده نوار صدا اشکالاتی که موجب شرمندگی است برطرف میگردد. اما عاقلانه نیست که بپذیریم همواره میتوان اصلاح مورد نظر را بعمل آورد.
اصول اولیه در تفسیر first principles in commenting اساس تفسیر خوب در تلویزیون ، تلفیق مناسب کلمات و تصویر است. درست مثل گزارشگری، هدف مفسر باید تکمیل مشاهدات تماشاگر باشد. ولی مشکل اینحاست که شیوهای پیش گرفته شود که اطلاعات مفید مطرح گردد و از گفتن سخنان بیربط که خشم مخاطب را بر میانگیزد و فایدهای ندارد اجتناب شود.
لذا برنامه ریزی قبلی لازم است . از برنامههای نمایشی جذاب و مراسم دولتی که زمان برگزاری آنها از قبل معلوم است، برای تمرین کردن سود بجویید، هرچند این تمرینها سطحی باشند.
خودتان محل را شناسایی کنید. این کار در کنار تحقیق دقیق، روشن خواهد کرد که در کجا لازم است تا مسایل مبهم روشن گردند.
باید سرعت سخنان شما با سرعت حرات یکی باشد، اجازه ندهید که صحنهها شما را متاثر کند، به زبان ساده صحبت کنید و به موضوع شاخ و برگ ندهید.
هر طرفدار تند و تیز و دو آتشه ورزشی تصور میکند اگر او از مفسر ورزشی بیشتر نباشد کمتر هم نیست (حداقل هم سطح اوست). در تفسیر مانند گزارش هر چه اطلاعات شما بیشتر باشد،به نفعتان است. زیرا آ« اشتباهات افراطی که باعث میشوند طرفداران افراطی،ریختن خونتان را مباح بدانند پرهیز میکنید.
راز مسئله این است که بدانید چه موقع ساکت شوید و اجازه دید تصاویر خودشان صحبت کنند. در برخی از ورزشها آمار و ارقام اصل هستند ولی به اعتقاد من ( ایور یورک نویسنده و گزارشگر با سابقه BBC) بهترین گزارش آن است که به شناساندن و توضیح رویداد محدود شود و به تصاویر قدرت دهد و از طرح ارقام و توضیحاتی که نماشاگر را از بازی جدا میکند، خودداری گردد. در مقابل هر وسوسهای که شما را دعوت میکند تا ورزش را از موضوعات دیگر کمتر جدی بگیرید، مقاومت کنید به ویژه، به ورزشکاران به نام کوچک آنها اشاره نکنید.
جهت گیر ی یا تعادل در گزارش
Partiality or balance in reporting
بر خلاف روزنامهها که سرمقاله آنها از گرایش صاحبان آنها حکایت دارد، بسیاری از سازمانهای پخش به لحاظ قانونی و اخلاقی، باید در گزارش جهتگیری نکنند و از اظهار نظر خودداری کننند . ولی مشکلی که شما در مقام گزارشگر با آن مواجه هستید این است که چگونه در مسایل بسیار حساس و پیچیده که گاه ماهیت ویژه دارند، حداکثر اطلاعات را در اختیار مخاطبان قرار دهید و در همان حالت از جهت گیری اجتناب کنید. از قدیم این این باور وجود داشته است که جهتگیری نکردن برابر است با تعادل.
مدتهاست که این باور منسوخ شده ، زیرا تعادل و میانهروی در گزارش همشه کاملا عادلانه نیست. جهت گیری نکردن امرو بیشتر نظریه است تا اصل.
اما «بیطرفی» (neutrality) به معنای پذیرفتن شایستگی جانشین دو چیز در جای خود است ولی نمیتوان آن را به همه موارد تعمیم داد. زیرا در اخلاق اصولی وجود دارد که موجب میشود همه جا «بیطرف» نبود. حقیقت و دروغ ، عدالت و بیعدالتی، آزادگی و بردگی از مقولههای متضادند و گرارشگر با کفایت در برابر آنها بیاعتنا نمیماند.
وضعیت مناسب بدن
Perfect posture
{Sit up straight and don’t slouch!
}صاف بشیند و قوز نکنید.
یکی از شایعترین خطاهایی که افراد هنگام قرار گرفتن جلوی دوربین تلویزیونی استودیو مرتکب میشوند، وضعیت بدی است که به بدن خود میدهند. برخی در صندلی خود فرو میروند و بعضی نمیتوانند صاف بنشینند،یکی از شانهها را جلو میاندازند و حالت تعرض به خود میگیرند ضمن اینکه بدین ترتیب فقط یک چشم آنها رو به مخاطب است، برخی مضطرب و نا آرام روی لبه صندلی مینشینند و گروهی هم با پشت قور کرده روی صندلی ولو میشوند طوری که هیکل آنها فقط قسمت پایین صفحه را پر کند. همه این عادتها موجب انحراف توجه مخاطب میشود.
آنچه تماشاگر از شما میخواهد چهراهای آرام و همراه با اطمینان و اعتماد به نفس است. نگذ ارید معایب شما وقت آنها را بگیرد . آنها نخواهند توانست درباره مطالب مهمی که باید به آنها بگویید یا نشان دهید، متمرکز شوند . در نهایت ناراحت و خسته میشوند و تلویزیون ا خاموش میکنند.
بایدهای مصاحبه زنده و همزمان
Live interview dos
· باید مهمان خود را بهخوبی بشناسید. راه بهتری برای جلب توجه و احترام مصاحبه شونده وجود ندارد.
· باید سوالات را از قبل آماده کنید.
· باید به پاسخها گوش دهید و آماده مطرح کردن سوالهای بعدی باشید.
· باید در صورت لزوم، تنها در لحظهای که مصاحبه شونده نفس تازه میکند یا در خلال مکثهای طبیعی سخن او را قطع کنید.
· باید مصاحبه شونده را در محدوده موضوع مورد بحث نگه دارید.
· باید در گرفتن پاسخ برای پرسشهای منطقی خود اصرار بورزید. اما در این مورد زیاده روی نکنید.
· باید در مقابل مصاحبه شونده مشهور و یا پر نفوذ مرعوب نشوید.
· باید مصاحبه شونده ناآرام را آرام کنید. اگر میهمان سر به زیر است و از نگاه کردن مستقیم به شما اکراه دارد برای جلب توجه بیشتر، سوال مستقیم مطرح کنید.
· باید برای فکر کردن فرصت بدهید: سکوت معنای ویژهای دارد.
· باید به حالات چهره خود مسلط باشید. بالا انداختن ابروها یا تکان سر هر دو ممکن است نوعی اظهار نظر باشند.
· باید بخاطر بسپارید وظیفه شما سوال کردن است و نه شرکت در مجادله.
· باید یک گوشتان به اتاق فرمان باشد.
· باید سعی کنید حرف توی دهان مردم نگذارید. «فکر میکنم شما میخواهید بگویید که . . .».
· باید نام کسی را که مصاحبه میکنید به خاطر بسپارید .فراموشی تحت وضع سخت البته طبیعی است. نام و عنوان مصاحبه شونده را یادداشت کنید.
· باید عادت کنید سرعت کارتان به گونهای باشد که مصاحبه به نتیجه مطلوب برسد.
· باید مطابق وقت مجاز خود عمل کنید تا تعادل برنامه بر هم نخورد.
· باید بدانید که فرصتی بدست آوردهاید تا پرسشهای مردم عادی را مطرح کنید.
· شما نماینده مخاطبان هستید نه کس دیگر.
«نباید»های مصاحبه همزمان Live interview don,ts
· نباید فرض را بر این بگذارید که مخطبان دارای همان اطلاعات تخصصی شما هستند.
· نباید سخت پایبند سوالات از قبل طرح شده خود باشید و پاسخها را نادیده بگیرید.
· نباید داد سخن بدهبد. چون ممکن است مصاحبه شونده نداند که چه وقت باید پاسخ بدهد.
· نباید همواره مصاحبه شوندگان را با نام کوچک مخاطب قرار دهید گاهی نوعی هواداری طلقی میشود.
· نباید توی حرف مصاحبه شونده بدوید.
· نباید مجادله کنید ویا براثر تحریک، آرامش خود را از دست بدهید.
· نباید مرعوب مصاحبه شونده سلطهجو شوید.
· نباید مصاحبه شونده عادی ویاغیر مهم را بترسانیدو یا خفیف کنید.
· نباید به کسی که با او هم عقیده هستید آسان بگیرید
· نباید سوال بعدی را بلافاصله مطرح کنید. چند ثانیه برای برای آماده شدن به مصاحبه شونده وقت دهید.
· نباید نظرهای شخصی خود را مطرح کنید. هیچ کس علاقهای به آنها ندارد.
· نباید در برابر پاسخهای داده شده کلماتی چون «که اینطور»، «بله» و یا اصوات نیمه مفهوم دیگر بکار ببرید. ممکن است برایتان عادت شود.
· نباید در مصاحبه به میهمان خط بدهید یعنی او را به سمت پاسخی خاص جهت دهید .«پس من اینطر نتیجه میگیرم که شما شاهد بودید خودرو آتشنشانی با سرعت 60 مایل در ساعت نزدیک شد و . . .»
· نباید با مصاحبه شونده تبانی کنید یا رابطه صمیمانه برقرار کنید و مخاطب را نادیده بگیرید .«شما و من خوب میدانیم که بعد از آن غذای محشر در پاریس چه اتفاقی افتاد ... ولی بهتر است صدایش را در نیاوریم، هاها».
· نباید از ایما و اشارههای مدیر صحنه غافل شوید . کار آنها کمک به شماست.
· نباید با گفتن عبارت«متاسفم وقت ما تمام شد» ناگهان حرف میهمان و مصاحبه شونده را قطع کنید.
· نباید فراموش کنید که این فرصت را یافتهاید تا پرسشهایی را که برای افراد عادی اهمیت دارند، مطرح کنید.
شما چه نوع صدایی دارید؟
What kind of voice do you have?
صدایی غنی و رسا rich and resonant
صدایی نرم و افسونگر و لطیفsoft and allueing
صدایی نازک و غنهای(تو دماغی) thin and nasal
صدایی بم و گوش خراش deep and raspy
صدایی ناهنجار و آزار دهنده harsh and irritating
در هر صورت ، با هر صدایی که هستید مطمئن باشید آن صدا بینظیر است و هیچ گاه نمیتوان 2 نفر را یافت که از نظر ظاهر مثل هم و صدایی یکسان داشته باشند.
صد ای انسان طی مراحل و نظام پیچیدهایی که آغاز آن با خروج هوا از ریههاست شکل میگیرد.(آیا میتوانید هنگام دمیدن هوا به درون ریهها سخن بگویید؟)
هوای بازدم از هنجره (larynx) یا به عبارتی جعبه صدا (voice box) عبور میکند و با برخورد با تارهای حنجره مرتعش میشود و سپس ضمن عبور از گلو و دهان وبینی طنین و حجم پیدا میکند و نهایتا در برخورد با زبان، دندانها، کام و لبها حروف شکل مییابند. از ترکیب حروف کلمه و از ترکیب کلمه جمله درست میگردد.
صدایی که در این مسیر طبیعی ساخته میشود بطور چشمگیری بر موقعیت شما در سخنوری اثر دارد. بدون تردید صدای خوب ثروت است اما میتوان بدون داشتن صدای خوب هم موفق بود. برخی از سخنوران مشهور تاریخ صداهای نازل و معیوب داشتند.
آبراهام لینکلن صدایی نا هنجار داشت .
وینستون چرچیل لکنت زبان و مختصر حالت از نوک زبانی داشت.
ویل راجرز صدایی غنهایی داشت .
شما هم مانند اینگونه شخصیتهای مشهور میتوانید بر عیب و نقص احتمالی و طبیعی صدای خودتان غلبه کنید و صدایتان را با بهترین اثر بخشی بکار ببرید.
اگر شما صدایتان را به حدی ملایم کنید که به سختی شنیده شود یا مرتب در ادای کلمات تپق بزنید یا کند سخن بگویید و پشت سر هم عقاید گوناگون خود را مطرح کنید و یا هنگام حرف زدن به زحمت سخن بگویید، خیلی زود صحبتهای شما از کارایی و از اثر بخشی خواهد افتاد . لیکن، چرچیل و راجرز آموخته بودند که چگونه صدایشان را مهار کنند و در اختیار داشته باشند.
ویژگیها و جنبههای مختلف صدا
The aspects of voice
1-حجم صدا volume
از یک نگاه صدای پر قدرت برای سخنور شاید همه چیز باشد. البته امروزه دستگاههای الکترونیکی هر نوع صدایی را پر قدرت میکند. اما مکانهایی هست که شما میکرفن در اختیار ندارید. مانند کلاس که شما باید تلاش کنید با در اختیار داشتن وضع صدایتان آنرا متناسب با مکان بکار ببرید. بسیاری از عوامل و موانع وجود دارد که شما لازم است با آگاهی از آنها صدایتان را تناسب ببخشید.
کمیت و کیفیت حضور افراد در محیط، صدای خارج از محیط، وضع انعکاس صدا در فضا و موارد دیگر.
اگر شما در جایی زیاد بلند صحبت کنید مخاطبان ممکن است شما را بیادب تلقی کنند اگر خیلی ملایم صحبت کنید ممکن است مطالب شما تفهیم نشود.
یادتان باشد که همیشه صدایتان برای خودتان بلند تر از آن است که به شنونده میرسد. به محض اینکه شروع کردید به صحب، یه افرادی که در عقب هستند نگاه کنید اگر ابهامی در چهره دارند بدانید که باید بلندتر صحبت کنید.
2-زیر و بمی صدا – ارتفاع pitch
ارتفاع صدا حالت زیرو بمی صدای فرد است. هر قدر امواج صدا بیشتر و تند تر مرتعش شوند حالت زیر بودن آن بیشتر است و هر چه کمتر ارتعاش داشته باشد حالت بم تری دارد.
دانگ یا زیر و بمی صدا را میتوان از صدایی که بین کلید اول و آخر پیانو تولید میشود مشخص کرد. هنگام سخنرانی زیر و بم صدا بر معانی کلمات و صدا اثر میگذارد.
تغییر در زیر و بمی صدا را «آهنگ صدا » نیز مینامند تغییر ارتفاع به صدای شما درخشش، گرمی و شور و نشاط میبخشد. این آهنگ صدای شماست که مشخص میکند آیا شما جملهای را بصورت سوالی مطرح میکنید یا خبری.
آهنگ صدایتان همچنین غم و شادی و رضایت و عصبانیت و سر زندگی و بیحالی و نگرانی و آرامش و نیز سرحالی و خستگی شما را مشخص میکند.
در گفتگوهای روزمره ما بطور غریزی آهنگ صدایمان را برای بروز احساس و منظورمان بکار میگیریم. افرادی که اینچنین نیستند و یکنواخت صحبت میکنند تنها میتوانند برای افراد کم خواب موثر باشند.
تعداد کمی از مردم صدایشان حالت یکنواختی مطلق دارد و هیچ تغییری در آهنگ کلامشان ایجاد نمیشود. اما افراد زیادی هستند که از تغییرات آهنگ گفتار بصورت تکراری و ملال آور استفاده میکنند که این روش نوعی روش خواب آور و هیپنوتیزمی است.
شما میتوانید برای مقابله با این حالتها از ضبط صوت کمک بگیرید و صدای خودتان را ضبط کنید و بشنوید. اگر جملاتتان با آهنگ ثابت و ویژهای پایان مییابد سعی کنید تغییر دهید و مطابق با مفهوم کلمات آهنگ را بکار ببرید.
به هر حال تلاش برای رهایی از برخی حالتها در ابتدا شاید بد جلوه کند اما مطمئن باشید که برای تبدیل به سخنوری قابل این روشها تضمینی است.
3- سرعت و میزان گفتار Rate
سرعت به معنای تعداد کلماتی است که در واحد زمان بکار میبریم. مردم آمریکا معمولا در یک دقیقه 120 تا 150 کلمه را بکار میبرند. اما میزان ثابتی برای سخنرانی موثر توصیه نشده است.
دانیل وبستر در یک دقیقه به سختی 90 کلمه سخن میگفت. فرانکلین روزولت 110 کلمه، جان کندی 180 کلمه، مارتین لوتر کینگ با 92 کلمه آغار میکرد و با 145 کلمه به پایان میبرد
بهترین میزان سرعت سخن وابسته به چند عامل است. ویژگیهای صوتی و آوایی سخنور ، حالت و احساسی است که با آن تلاش میکند مفهومی را بازگو کند، وضع و حالت شنوندگان و مخاطبانش و شرایطی که در آن قرار دارد.
مثلا اگر شما بخواهید هیجان یک مسابقه اتومبیلرانی را بازتاب دهید طبیعی است که تند صحبت میکنید . سرعت گفتار در خلق احساس نشاط و شادی یا ترس و عصبانیت و ایجاد تعجب و حیرت به شما کمک میکند . در حالیکه سرعت کم گفتار برای اظهار همدردی و غم مناسبتر است. بیان کند و آهسته برای طرح اطلاعات ظریف و پیچیده موثر است و طرح مطالبی که برای مخاطب زمینه قبلی دارد نیازمند سرعت است.
تحقیقات ثابت کردهاست که در مجموع سخنرانهایی که در گفتار خودشان سرعت بیان دارند صلاحیت علمی و مهارت تفهیمشان بیشتر است.
دو روش خطا و غلط در سخنرانی این است که اولا هنگام صحبت چنان کند و آهسته سخن بگوییم که مخاطب ما خسته شود و ثانیا چنان تند صحبت کنیم که مخاطب از دیدگاهها و مطالب ما عقب بیفتد و آنها را درک نکند.
در اینجا نیز استفاده از ضبط صوت و ارزیابی سرعت گفتارتان توصیه میشود.
4- مکث pause
آموختن و دانستن چگونگی مکث بجا برای سخنرانان تازه کار روشی اصلی و مشکل است. لحظهای سکوت گاهی معنایی در حد یک قرن دارد. هر چه تسلط و آمادگی شما در سخن گفتن بیشتر شود اهمیت و کاربرد مکث و سکوت را بیشتر در مییابید.
مکث و سکوت مناسب گاهی پایان تفکر و نظری را اعلام میکند و گاهی فکر جدیدی ر ا برای برسی خلق میکند و شاید تاثیری عاطفی به عبارت و جملهای القا کند.
مارک تواین(Mark Twain ، نویسده با ذوق و شوخ طبع و بذلهگوی مشهور آمریکایی) میگوید:«کلمه و واژه مناسب و درست ممکن است نافذ و موثر باشد، اما هیچ کلمه و واژهای موثرتر از یک لحظه سکوت مناسب و بجا نیست». او معتقد است که مکث بیجا نیز ممکن است موجب خنده و تمسخر شود.
لازم است که به سخنرانیهای افراد مجرب و مشهور گوش کنیم و به شیوههای سکوت کردن آنها در بین گفتارشان برای القای حساس ترین ظرایف مفاهیم توجه کنیم.
وقتی میخواهید مکث کنید یادتان باشد که این مکث باید در بین بیان مفهوم مستقلی نباشد بلکه در پایان آن باشد در غیر اینصورت شنونده و مخاطب خود را از پیامتان دور میکنید.
مهمتر از همه چیز اینکه هیچگاه از صداها و آواهایی مانند: اَ «Uh»، اِ «eh» اوم «um» در گفتارتان استفاده نکنید. این صداها موجب آزار میشوند و موجب تردید شنونده به هوشمندی و تعقل سخنران میگردد.
5- تنوع آهنگ صدا vocal variety
|
Variety is the spice of life. تنوع چاشنی زندگی است. |
همانطور که تنوع چاشنی زنددگی است، چاشنی سخن سخنران نیز هست. صدای یکنواخت و بیحال و تغییر ناپذیر درست مانند مسیر یکنواخت بعضی از زندگیهای بیروح و روزمره است.
شما برای ارتباط موفق با مخاطب و القای نظر و احساستان گاهی لازم است صدایتان را کم کنید .
چگونه میتوان به صدایی سرزنده و شاداب دست یافت؟ جدا از مهارتهای یاد شده باید سراغ سخنرانان و سخنرانیهای مهم رفت و به آنها گوش داد. احساس اعتقادی که شخص به مطالب گفتنی خود دارد و نیز تمایل فراوان به ایجاد ارتباط با مخاطب و انتقال آن مطالب موجب میشود که بتوان از صدایمان به نحو احسن استفاده کنیم.
البته شما باید به ویژگیهای صدای خودتان پی ببرید و بدانید که کدام ویژگی در صدایتان نیازمند تمرین و تربیت است . در اینجا نیز ضبط کردن صدا و گوش دادن انتقادی به آن موثر است.
همانطور که در گفتگوی عادی و روزانه صدایتان را تغییر میدهید در سخنرانی نیز باید چنین عمل کنید.
6- تلفظ pronunciation
همه ما هنگام سخن گفتن دچار اشتباه در تلفظ کلمات یا اسم ها میشویم.به نمونههای زیر توجه کنیم، کدام یک درست است ؟
زَمین یا زِمین دسترَس یا دسترِس
ثَبات یا ثُبات مَفاد یا مُفاد
مَحال یا مُحال مَحابا یا مُحابا
مَهار یا مُهار و...
احتمالا بسیاری هنگام سخن گفتن این کلمات را در جای یکدیگر استفاده میکنند.
هر کلمه و واژه سه نوع عرصه ظهور دارد :
· خوانده میشود
· نوشته میشود
· بیان میشود
تعداد کلماتی را که اکثر مردم هنگام خواندن میشناسند و معنی آن را درک میکنند خیلی بیشتر از تعدادی است که در نوشتن بکار میگیرند و این تعداد حدود سه برابر کلماتی است که در گفتار استفاده میکنند. به همین علت است که هنگام صحبت کردن در استفاده از کلماتی که مربوط به عرصه خواندن و نوشتن است گیر میکنیم و تپق میزنیم. در موارد دیگر ممکن است عادیترین کلمات را بد تلفظ کنیم، در غیر اینصورت آنرا درست میگفتیم. البته اگر آدم خوش اقبالی باشیم در لابلای گفتار و صحبت دیگران تلفظ درست کلمه را میشنویم و یا خیلی خصوصی از کسی خیلی محترمانه تلفظ درست کلمه را میپرسیم. اما اگر شخص بد اقبالی باشیم در برابر انبوهی از مردم کلمهای را بد تلفظ میکنیم در حالی که ابروان همه بالا رفته و یا همهمهای شنیده میشود و یا اینکه خواهند خندید. البته هر سخنران ورزیدهای در چنین تلهای میافتد.
7- روش تلفظ و ادای آواها و واژهها، رسایی و شیوایی و کامل ادا کردن، همبندی و روش اتصال اجزای یک کلمه articulation
}شکسپیر گفته است:« زبان خود را کمی اصلاح کنید تا بخت و اقبال شما لطمه نخورد».
{Shakespeare advised, “mend your speech a lest you may mar your fortunes”.
دقت کنیم هیچ حرفی از هیچ کلمهای را ناقص و ناتمام و خورده ادا نکنیم. این ویژگی سخن گفتن عینا مانند تلفظ نیست . گاهی ممکن است واژه درست انتخاب شود و درست تلفظ شود اما حروف آن کامل بیان نشود و مانع بزرگی در طراحی یک سخنرانی ممتاز و پرشور گردد.
شما کلمات دقیقه، عزیزان، حبیب، اسب سواری، تغییر ، شنبه، اجتماع، را چگونه ادا میکنید؟
برخی از غلطها ناشی از عیبهای اندام گفتار است ، شکاف یا بریدگی در کام، داشتن زبانی بزرگتر از معمول، بد پیوند خوردن یکی از دو فک زیرین یا زبرین و گاهی بد قالب کردن یک دندان و یا داشتن سیم دندان موجب غلطگویی و خوردگی حروف میشود.
البته عیبهای جدی را باید به کمک متخصص گفتار درمانی برطرف کرد. اما اغلب اوقات ایراد در سخن گفتن ناشی از تنبلی لبها یا درست بکار نبردن زبان و فک و نرم کام است.
گفته میشود مردم آمریکا بدترین شیوه تلفظ در ادای کلمات را در بین مردم غرب دارندو یکی از دانشمندان آمریکایی انتقاد کردهاست که بی چون و چرا ما سخنورانی ولنگار و بی دقت هستیم. ما عادت کردهایم بجای رعایت روشنی و وضوح کلام بریده بریده و سرسری و با من من کردن حرف بزنیم.
8- لهجه – گویش- زبان محلی dialect
اغلب زبانها لهجههای گوناگون دارند. هر لهجه آهنگ و تکیه (grammar) و واژگان (vocabulary) ویژهای دارند.لهجهها معمولا مبتنی بر ساختاری محلی و قومی است.
در آمریکا چهار لهجه اصلی وجود دارد.
لهجه شرقی، انگلیسی نو مربوط به مردم انگلیس و لهجه جنوبی و نیز لهجه آمریکایی (general American) . این لهجهها بر شیوه تکلم مردم در مناطق مختلف آمریکا اثر میگذارد. البته لهجههای دیگری نیر در آمریکا هست از قبیل لهجه سیاهان ، لهجه یهودیان، لهجه اسپانیایی و وابسته به آمریکای لاتین،لهجه مردم فرانسویالاصل اهل ایالت لوییزیانا و در سالهای اخیر هم یکی دو لهجه جدید و در مورد نیاز مانند انگلیسی، هائیتی و انگلیسی کوبایی مشاهده شده است آمریکا هر قدر از نظر فرهنگی تنوع بیشتری پیدا میکند همزمان تنوع زبانی نیز دارد.
امروز زبان شناسان با تحقیقات زیاد درباره لهجهها محاسبه کردهاند که هیچ لهجهای از نظر نهادی و درونی به لهجهای دیگر برتری ندارد. ما لهجهای بنام لهجهی غلط یا لهجه درست نداریم و هر لهجهای نزد قوم و اقوامی که آنرا برای ارتباط بکار میبرند درست است.
البته گاهی سخنوران در استفاده از لهجه خودی کاملا وابسته و شدید عمل میکند در چنین وضعی اگر مخاطب آشنایی با لهجه نداشته باشد از ایجاد ارتباط با او محروم است و مخاطب درباره شخصیت و توانایی علمی و هوشمندی فرد قضاوت منفی میکند . به همین دلیل است که سخنوران حرفهایی وقت و سرمایهی بسیاری برای یادگیری و درک جامع لهجه فراگیر و معیار انگلیسی که همان general American یا لهجه فراگیر است صرف کردهاند. آنها بیشترین وقت را برای گوش دادن به سخنان گویندگان خبر تلویزیون اختصاص دادهاند . لهجه گویندگان تلویزیونی لهجه پذیرفته شده در سراسر آمریکاست.
ایا این به معنی آن است که ما باید کاملا مطابق اخبار گویان تلویزیون صحبت کنیم؟ اگر شما میخواهید در سخنرانیهایتان موفق باشید، اینگونه عمل نکنید. لهجه محلی را تا زمانی که مخاطبان شما محلی هستند فراموش نکنید. برای ارتباط بهتر با مخاطب محلی، لهجه محلی را بکار ببرید.
ارتباط غیر کلامی nonverbal communication
تصور کنید شما در مهمانی هستید. در آنجا احساستان را متوجه افراد اطراف خودتان میکنید. شخصی را آرام و استوار و دیگری را نگران وآزرده میبینید. یکی را بیغل و غش و صادق مییابید و فردی که کمی دورتر نشسته، کینه توز و حیلهگر. آقای تیرون به نظر از دیدن شما خوشحال است اما استیو جوان درست برعکس.
سوال این است که شما چگونه به این نتایج رسیدید؟ بدون شک برای دستیابی به چنین نتایجی هیچ کلام و سخنی رد و بدل نشد و فقط رفتاری غیر کلامی شامل حالت بدن و قیافه (posture) ، ایما و اشاره با سر و دست (gesture)، حرکات چشم (eyes) و حالتهای صورت (facial expressions) مشاهده شد .
در وضعی دیگر فرض کنید شما کنار شخصی نشستهاید و آن شخص میگوید: «من واقعا از دیدن شما و بودن در کنار شما بسیار خوشحالم». در حالیکه در همان لحظه گفتن، حالت بدن او متمایل به طرفی است که شخص دیگری در فاصله ای نچندان دور قرار دارد. لذا با وجود کلام و اظهار خوشحالی، شما میدانید که او خوشحال نیست.
گاهی حالت قرار گرفتن بدن و حالت چهره و حرکات دست و سر و اشارهای اعضاء بدن که به رفتار غیر کلامی معروفند به اندازه کافی ارتباط ایجاد میکنند. باید مراقب بود که کلام و سخن مکمل ارتباط غیر کلامی باشد نه متضاد آن.
حالات غیر کلامی تماما بر شیوه پاسخ شنونده و مخاطب به سخنوران اثر میگذارد. مظالعه درباره حالات چهره ، موضوع تحقیق یکی از محققان بنام«ری ویستل» قرار گرفته است. این محقق اعلام کرده است که هر سخنران میتواند 700 هزار نشان و علامت و ایما و اشاره را بوسیله بدن خود به مخاطب انتقال دهد.
مطلب دیگری که از هردوت یونانی نقل شده است اینکه، «مردم به چشمانشان بیشتر از گوششان اعتماد دارند». و « زمانیکه مردم در حال گوش دادن به سخنرانی هستند اگر تناقضی بین گفتار کلامی و رفتار غیر کلامی سخنران مشاهده کنند، بیشتر رفتار غیر کلامی و حالات بدن را خواهند پذیرفت».
هنر مصاحبه کردن
مصاحبه انفرادی، به عنوان ابزار ارائه اطلاعات، عقاید، مباحث و طرز فکرها تقریبا بطور کامل بوسیله تلویزیون گسترش پیدا کرد. خبرنگاران مطبوعات قبلا نیز با مردم مصاحبه کرده بودند – پرسشهایی شده و جوابهایی نقل قول شده بود، مکالمههایی بطور خلاصه نوشته شده بود – اما تلویزیون به عنوان یک رسانه همگانی به مصاحبه شکل ویژهای بخشید. در محدوده زمانی چند دقیقه ، مصاحبه کننده باید جوابهایی بدست آورد که معمولا در مکالمههای چند ساعته حاصل میشد و او باید مصاحبه را با همه گونه اشخاص و در شرایط فوقالعاده مصنوعی انجام میداد.
روی صفحه تلویزیون، مصاحبه باید راحت و فیالبداهه به نظر آید، در واقع، مصاحبه باید همان بازی شطرنج طرحریزی شده باشد، اما با این تفاوت که هدف مصاحبه شکست رقیب نیست. وظیفه مصاحبه کننده آشکار کردن حقایق و روشن کردن مطالب است، نه لزوما بازجویی کردن. مصاحبه کننده ای که علاقمند است همه چیز را به نفع خود تمام کند باید به جامعه جدلکاران و باشگاه شمشیربازی بپیوندد.
نقش مصاحبه کننده :
مصاحبه کردن مانند اکثر هنرها، بطور همزمان در چندین جهت حرکت میکند:
پرسشی که به پاسخ درست نیاز دارد ممکن است یک طرز فکر و نگرش را آشکار نماید: پرسشی که هر دو طرف مصاحبه میدانند بی پاسخ خواهد ماند، و روش طفره رفتن از پاسخ شخصیت فرد را هویدا مینماید. کاربرد بجای این نکات ساده به مقادیر هوش و بینش نیاز دارد، که مصاحبه کننده را به اوج هنر خود میرساند.
برای اینکه مصاحبه کننده کارش را با موفقیت انجام دهد، ابتدا باید نقش خود را بخوبی بشناسد و بداند قانونا تا چه محدودهای میتواند این نقش را بسط دهد.
هیچ قانونی وجود ندارد که کسی را مجبور به پاسخ گویی به سوالات او نماید. نقطه اتکای او حق قانونی و اخلاقی مردم برای مطلع شدن است، و در مجموع او باید به نماینگی مردم از این حق استفاده نماید. چنانچه او از مهارت خود در رسانه برای استفاده از مصاحبه شونده ،یا برای ارضای خود استفاده کند ، بیننده به سرعت متوجه شده و از آن ناراحت خواهد شد. اگر مصاحبهکننده متوجه شود که مصاحبهشونده سعی دارد از او استفاده نماید (که گاهی رایج است)،او باید بطور منطقی و با متانت از موقعیت خود دفاع کرده و مرعوب قیل و قال نشود. این نوع اطمینان و اعتماد بهنفس فقط از تعمق بیشتر پیرامون اصول اساسی هنر مصاحبه کردن و تدارک جزئیات هر مصاحبه ناشی میشود.
تدارک یک مصاحبه با تصمیم گیری پیرامون نوع مصاحبه آغاز میشود. آیا مصاحبه به منظور بدست آوردن اطلاعات یا عقاید است یا آشکار سازی شخصیت و طرز تفکر فرد؟ شخص مقابل چه کسی است واکنشهایش چگونه خواهد بود؟
مصاحبههای واقع گرا
مصاحبه کاملا واقع گرا روشی رضایت بخش در زمینه انتقال اطلاعات نیست. معمولا خود گزارشگر میتواند با استفاده از فیلم ، نقشهها یا نمودارهایی که وجود دارد با روشنی بیشتر و هزینه کمتر این کار را انجام دهد . اما بعضی اوقات، به ویژه در برنامههای خبری، این نوع مصاحبهها اجتناب ناپذیر میشوند .موثر ترین و صادقترین این نوع مصاحبه ها زمانی است که بصورت شاهد عینی یک واقعه عمل کند - یک دزدی ، حادثه یا هر چه که دوربین نمیتواند در وهله اول بگیرد. در این زمینه، سوالات کاملا مشخص است :«چگونه اتفاق افتاد...چطور ...چرا...کی..کجا؟» مصاحبه واقع گرا وقتی که ناطق با حقایقی که بیان میکند شناخته میشود نیز مفید است – سیاستمداری در مورد یک لایحه که او به مجلس ارائه کردهاست توضیح میدهد، یا دانشمندی کشف خود را توصیف میکند. در این جا ، وظیفه مصاحبه کننده این است که اطمینان حاصل کند اطلاعاتی که ارائه میشود تا حد امکان روشن است، وهیچ سوال مهمی که احتمالا در ذهن بیننده وجود دارد بیپاسخ نمانده باشد.البته، چنانچه «حقایق » ارائه شده به نحوی مشکوک به نظر برسد، به مصاحبه کننده مربوط میشود که با نقل سایر شواهد موجود آنها را با تردید جلوه دهد. در این صورت او به مطالعه وسیع و فراوان در زمینه موضوعهای نا آشنا و شاید مشورت با صاحبنظران احتیاج دارد.
مشکلترین نوع مصاحبه واقعگرا آن است که مصاحبه کننده در جستجوی اطلاعاتی است که به ندرت ارائه شده یا بصورت رمز مطرح میشود. در یک موقعیت خبری پیوسته و مداوم –مثل یک بحران سیاسی یا مذاکرات پیرامون اعتصاب – ممکن است بدلیل دوربودن دوربینها گزارشگرها از اطلاعات دست اول ، مطالب به این روش گزارش شود. غالبا افرادی که در این شرایط ظاهر میشوند از گفتن بیش از چند عبارت مبهم و کلی ، که برای خودشان هم مفهومی ندارد ، امتناع میکنند، اما واکنش آنها نسبت به سوالات ، لحن صدای آنها و رفتار کلی مصاحبه شونده میتواند جالب و تماشایی باشد آن هم نه فقط در آن موقعیت بلکه در آشکار کردن طرز تلقیها و شخصیت افرادی که درگیر ماجرا هستند. بعصی وقتها به اجبار این مصاحبهها در جلوی در ورودی یک محل از میان گروه خبرنگاران انجام میشود و فقط جند ثانیه فرصت است که مصاحبه شونده معرفی شود . اعتماد کردن به الهامات لحظهای در این شرایط صلاح نیست. گزارشگر باید کاملا از موضوع مطلع باشد و کاملا به جرئیات نکات مورد نظرش فکر کرده باشد. در بیان پرسشهای اصلی ، اولین قاعده این است که هرگز – یا تقریبا هرگز – از کسی مطلبی را نپرسد که جواب آن بله یا خیر باشد . از شخصی که در اتحادیه تجارتی کار میکند و از جلسه مذاکره بیرون آمده سوال نکنید که، «آیا هیچ پیشرفتی حاصل کردهاید؟»از او بپرسید،«چه پیشرفتی در کارها حاصل شدهاست؟» از او نپرسید،«آیا کارگران به سرکارشان باز میگردند؟» عدم رعایت این اصل باعث میشود که در مصاحبهها بیشتر سوال مطرح شود تا پاسخهای مفید.
مصاحبههای نظریه پرداز:
مصاحبهای که به دنبال عقیده یا نظریات افراد است نوع دیگری از انواع مصاحبه است که شامل برسی دعاوی و نطریات در زمینههای سیاسی، مذهبی، اخلاقی، اجتماعی یا صنعتی است. تنها روش ارائه این نوع مصاحبه از طریق تحقیق وسیع پیرامون زمینههای قبلی موضوع است. مصاحبه کننده باید قبل از اینکه حتی درباره پرسشهایش فکر کرده باشد ، همه کتابها مقالات روزنامهها و سایر نوشتههای مربوط به موضوع را در زمان موجود خوانده باشد. او باید همه مطالبی را که توسط طرفین دعوا مطرح میشود برسی کند، و با همه افرادی که در این زمینه اطلاعاتی دارند صحبت کند.اگر مصاحبه شونده ارزش مورد سوال قرار گرفتن را داشته باشد ، احتمالا تسلط کامل بر موضوع دارد، و مصاحبه کننده باید قادر باشد در سطح کم و بیش متعادلی با او برابری کند. جریمه فقدان تحقیق در زمینه موضوع مورد بحث، مواجه شدن با مطالب یا شواهد مبهم در برابر دوربینهاست، و اینکه در جلوی آنها بیاطلاع و احمق جلوه داده شود. در هر یک از این دو مورد مرگ حرفهای مصاحبه کننده رقم میخورد. برای مصاحبه کردن، هرگز نمیتوان تکلیف شبانه را به فراموشی سپرد.
مصاحبه کننده باید علاوه بر تحقیق پیرامون همه دعاوی مربوط به موضوع این آمادگی را داشته باشد که در صورت لزوم خط فکری خود را دنبال کند و با همان استقلال ذهنی لازم برای هر گزارشگر نظریات خود را مطرح سازد . اما او هرگز نباید مصاحبه را به مباحثه تبدیل کند. وظیفه او صرفا روشنگری ، بیان حقایق و برسی موضوع است.چنانچه در زمینه یک موضوع جنجالی فقط با یک نفر مصاحبه میشود –که بعضی اوقات این اتفاق میافتد – مضاحبه کننده باید تا حدودی در قالب یک فرد متعارض ظاهر شود، اما این نکته را روشن کند که این کار را صرفا به خاطر اهداف مصاحبه انجام میدهد. سادهترین و موثرترین روش در آن زمینه برسی حقایق یا بیانیههایی است که از منابع شناختهشده بدست آورده است. در مصاحبهای درباره مثلا ، کنترل موالید بهتر است گفته شود «هفته گذشته مجله کانولیک هرالد گفت . . .تا اینکه گفته شود، جوابیه مجله کاتولیک به این مطلب احتمالا این خواهد بود که . . .»
اغلب اوقات ، در زمینههای جنجالی ، مصاحبه شوندههایی انتخاب میشوند که نماینده دو طرف یک قضیه هستند، و آنگاه وظیفه دبیر خبر است(احتمالا با مشورت با مصاحبه کننده) که تصمیم بگیرد که آیا این بحثها را بطور جداگانه یا به شکل بحث و گفتگوی رو در رو عرضه نماید. روش انتخاب به اینکه آیا شخص فقط میخواهد دیدگاههای متفاوت آنها را بیان کند، یا اینکه برخورد نظریات آنها ارزشمند است بستگی دارد.اگر قرار است برخورد طرفین ماجرا در فضای استودیو باشد، مصاحبه کننده به عنوان رئیس جلسه مسئولیت شروع مباحثه، حفظ آن در چارچوب تعیین شده و جمعبندی نظریات را به عهده میگیرد. چنانچه از مصاحبهشوندگان بطور جداگانه فیلمبرداری میشود وظیفه او این خواهد بود که هر یک را در جریان آنچه که میداند زمینه بحث دیگری خواهد بود قرار دهد. با کمی خوش شانسی ، به راحتی امکان دارد که پرسشهای مطرح شده حذف شود، و گفتههای طرفین مانند یک رشته بیانیه های متصل به دنبال یکدیگر بیابد – در عین حال باید دقت شود این توهم پیش نیاید که مباحثه به صورت رو در رو بودهاست. اگر مصاحبه شوندگان در مقابل پس زمینههای کاملامتفاوتی فیلمبرداری میشوند غالبا موید این مطلب خواهد بود، اما در عین حال دبیر خبر و مصاحبه کننده باید اطمینان حاصل کنند که تقابل مطالب طرفین عادلانه بوده و تغییرات باعث نخواهد شد که مصاحبه شوندگان از آنچه که در اصل قصد گفتنش را داشتهاند فراتر روند.
اگر آقای الف نظرش را درباره یک موضوع بیان میکند، و بلافاصله بعد از آن آقای ب بگوید «هر کس که این عقیده را داشته باشد احمق است...» آقای ب به راحتی میتواند شکایت کند که باعث شدهاند به آقای الف اهانت کند و آقای الف میتواند شکایت کند که برنامه سازان با استفاده از تمهید تدوین از جانب او نظر خود را بیان کردهاند.
مصاحبههای احساسی
آن نوع مضاحبهای که در زمینههای حساس شخصیتی و حسی عمل میکند به همان اندازهای که یک برخورد غریزی است، یک مصاحبه عقلانی است. استفاده عمدی از زجر و عذاب انسانی برای بیان یک نکته فرعی دیدگاهی تحمیلی بر بیننده است، و در دراز مدت ، این نوع دیدگاهها نمیتواند برای تلویزیون جلوه کند، و انگیزههای موجود در ورای این نوع مصاحبه –و عواقب آن – نیازمند برسی و آزمایش فراوان است. با این همه مواقعی است که وادار کردن شخص به گریه کردن یا تحریک او به عصبانی شدن کاملا مشروع است. این موقعیتها چه وقت بدست میآید فقط با در نظر گرفتن حقایق و شرایط – و در انتها از طریق غریزه – قابل قضاوت است .
برای دست یافتن به چنین کاری، فنونی وجود دارد که میتواند کاملا آزادانه مورد استفاده قرار گیرد.
این نکته که مردم غالبا آنطور که برای یک غریبه علاقمند درد دل میکنند با کسی که میشناسند حرف نمیزنند عمومیت دارد ، بویژه اگر آنها بطور اتفاقی با یکدیگر تنها شوند و احتمال ملاقات مجددشان وجود نداشته باشد. از نظر روانی ، این وضعیتی است که فقط میتواند در جلوی دوربینها وجود داشته باشد آنچه که لازم است یک گوش شنوا است. مصاحبه کننده باید صبورو خونسرد باشد، وقتی که شخصی از موضوع دردناکی حرف میزند، او معمولا مستقیما به او اشاره نمیکند، بلکه با حالتی آمیخته با ترس و علاقه پیرامون مطلب بحث میکند. وظیفه مصاحبه کننده اینجا این است که تا وقتی شخص صحبتش را تمام نکرده با آرامش گوش دهد. خلا چنین سکوتی باید با چیزی پر شود، و آنگاه پس از یک انتظار طولانی و دعوت کننده آن شخص احتمالا حرف دلش را خواهد زد. ممکن است زمان زیادی بگذرد و فیلم زیادی مصرف شود تا آن لحظه فرا رسد، حتی ممکن است لازم باشد همان نکته را چندین بار به طرق مختلف پرسید، اما نتیجه مورد نظر با صبر و همدلی واقعی با شخص بدست میآید.
پیشنویس پرسشها
پس از روشن کردن هدف و منظور مصاحبه و انجام همه تحقیقات مورد نیاز در زمینه موضوع، مصاحبه کننده باید سوالات خود را بنویسد. بطور کلی سه عامل اصل مورد نظر است – مصاحبه کننده باید بداند در پاسخهای طرف مقابل به دنبال چیست. او باید مطمئن شود که سوالات آنقدر واضح است که این را به مصاحبه شونده القا کند، و مهم تر از همه سوالات باید برای بیننده قابل فهم و تا حد امکان فاقد معانی تجریدی بوده، ساده، مشخص و مستقیم باشند.
در اینجا اجازه دهید که مثالی خیالی از مصاحبهای درباره مشکل ایرلند بیاوریم. مصاحبه کننده خود را برای پرسش از نخست وزیر انگلیس آماده میکند.
«آیا این که عنوان کردهاید راهحلی که حمایت همه مردم ایرلند را در پی داشته باشد، بدین معنی است که دولت شما اتحاد نهایی را تائید میکند؟» این سوال بدی است. مقصود آن روشن نیست، و چنین فرض شده است که بیننده از گذشته و پیچیدگیهای روابط انگلیس و ایرلند آگاه است.. البته او ممکن است که مطلع باشد و شاید هم چیزی نداند. دوباره امتحان کنید.
«یک ماه قبل، دولت انگلیس گفت که هیچ راه حلی برای ایرلند شمالی بدون حمایت کامل اکثریت مردم ایرلند شمالی قابل قبول نیست؛ امروز شما از راه حلی حرف میزنیدکه «بتواند حمایت همه مردم ایرلند را کسب کند». آیا منظورتان این است که همه شهروندان جمهوری ایرلندرا هم در این جمع بندی وارد کردهاید، و اگر چنین است آیا اتحاد نهایی ایرلند شمالی و جمهوری ایرلند را متصور هستید؟»
این سوال بهتر است اما کمی سنگین شدهاست که معمولا اشتباه است. بیننده قادر به درک دو سوال در یک جمله نیست ، و مصاحبه شونده هم در اینکه ابتدا به کدامیک پاسخ بگوید مردد خواهد بود ، و یا اینکه این فرصت به او داده میشود که از یکی از آنها بگذرد. بنابراین پرسشها را بطور انفرادی مطرح کنید :« آیا منظورتان این است که مردم و دولت جمهوری ایرلند را به حساب میآورید؟» با این پرسش قاعده معمول نپرسیدن نکتهای که با جواب بلی یا خیر ساده پاسخ پذیر است فراموش کردهاید، اما از آنجا که در این مورد هریک از پاسخها ارزش خبری دارد ، از این قاعده میتوان چشم پوشید. در حقیقت احتمال میرود که پاسخ سوال شما خیلی صریح باشد.
اکنون مصاحبه کننده باید جوابهای مختلف نخست وزیر را برسی کند. ممکن است نخست وزیر بگوید که مسئله ایرلند شمالی به دولت انگلیس مربوط میشود که به اکثریت مردم ایرلند شمالی توجه دارد، و اینکه اشاره او به «همه مردم ایرلند» ناشی از این امیدواری است که درک و حمایت بیشتری از جمهوری ایرلند انتظار میرود. چنین پاسخی ظاهرا راضیکننده است، اما در واقع چیزی به آنچه که همه میدانند نمیافزاید. اگر صحبت او واقعا همین مقصود را در پی داشته، زحمت گفتنش را به خود نمیداد.
چیزی که در سیاست محرز است این است که نخست وزیران انگلیس وقتی که در زمینه مسائل ایرلند مطالبی را بیان میکنند کلماتشان را بدون توجه انتخاب نمینمایند. بنابراین احتمال میرود که دولت با ظرافت خود را از سیاست قبلیاش پیرامون یک راه حل ایرلندی کنار بکشد.هر چه بیشتر در این مورد فکر شود ، احتمال اینکه این مصاحبه نظرات جدیدی را آشکار کند کمتر میشود. هدف از این مصاحبه ایجاد انگیزه برای بحث و برسی واکنشها است. مصاحبه کنده با توجه به این نکته به بیانیه های امروز و گذشته رجوع میکند، حقایق و نظریات را برسی میکند ، و حتی ممکن است آنها را با گروهای دیگر درگیر با مشکل درمیان بگذارد. تدارک و تهیه چند سوال برای مصاحبه مهم ممکن است یک روز وقت او را به خود اختصاص دهد.
تدارک برای مصاحبه
علاوه بر آمادگی کامل مصاحبه کننده، آماده سازی مصاحبه شونده نیز حیاتی است. این کار در مورد سیاستمداران نسبتا آسان است . آنها به ظاهر شدن در جمع مردم و بحث پیرامون مباحث مختلف بدون آمادگی قبلی عادت دارند. بسیاری از آنها تجاربی در تلویزیون دارند و شکل ارتباطی آنها را میشناسند. آنها تا حدودی سوالات را حدس زده و احتمالا در مورد پاسخها خود را آماده ساختهاند. مصاحبه کننده باید ملاحظه آنها را بکند، بهویژه آنهایی که دورههای آموزشی متنوعی که برای مصاحبه شوندگان تلویزیون برگزار میشود گذرانده باشند. این دورهها معمولا توسط افراد تلویزیونی که حاضرند ظرایف کارشان را در ازای مبلغ قابل توجهی پول در اختیار دیگران قرار دهند، اداره میشود. به این افراد بعضی روشهای مفید برای اجتناب از پاسخ به پرسشهای موجود و روشهای رسیدن به بحث مورد نظرشان آموزش داده میشود: «قبل از اینکه آن سوال را پاسخ بگویم، اجازه بدهید یک چیز را روشن کنم...». «شما به نکته جالبی اشاره کردید، اما من فکر میکنم چیزی که شما باید بدانید...». «خب واقعیتش این است که این سوال عمیقی است. فکر میکنم جنبه مهم این مسئله این است...». بعضی اوقات به شرکت کنندگان این دورهها تمرینهایی در زمینه درک علائم و اشارات و همچنین زمانبندی داده میشود که بتوانند نکته مورد نظرشان را در انتهای یک مصاحبه مطرح کنند تا در آنجا بخاطر کمبود زمان با سوال دیگری مواجه نگردند. مصاحبه نکردن با افرادی که قبلا در تلویزیون ظاهر نشدهاند خطری در بر ندارد – از طرف دیگر کار سادهای هم نیست . مسولان بخشهای صنعتی ، معلمان، خانهدارها و حتی ژونالیستها ممکن است در کار خود مهارت کامل داشته باشند، اما از طرف دیگر فاقد سلاست خدادادی برای شرکت در یک مصاحبه باشند. جلب اعتماد آنها بسیار مهم است. هنوز بعضی افراد از مواجه شدن با شرایطی که مجبور به اعتراف باشند و یا مسخره جلوه کردن توسط مصاحبه کننده زرنگی که از آنها میپرسد آیا دیگر همسرشان را کتک نمیزنند پرهیز میکنند . مصاحبه کنندهای که از این نوع حقهها میزند عمر حرفهای طولانی نخواهد داشت، اما داستانهای افسانهای این افراد دیر فراموش میشود و باید از همه آنها چیزهایی آموخت.
اولین چیزی که یک مصاحبه شونده آیندهنگر میخواهد بداند این است که سوالات چه هستند. هرگز نباید به او گفت. این از اصولی است که توضیحش برای کسی که قبلا جلوی دوربین ظاهر نشده است بسیار مشکل است، اما دلایل خوبی برای این کار وجود دارد . چنانچه سوالات به مصاحبهشونده داده شود او نمیتواند خود را مجبور کند که از لحاظ روانی پاسخها را آماده نسازد، و در اینصورت جوابها بطور اجتنابناپذیری نامرتبط، خود آگاه و غلط خواهند بود. همچنین دادن سوالات به فردی که قصد مخفی کردن چیزی را دارد امکان میدهد تا روشهایی برای مخفی سازی آن بیابد . و ترتیب مصاحبه بدون شکل به هیچ وجه درست نیست . حذف ذهنی حقایق یا مخفی سازی آنها تقریبا همواره قابل لمس است. به مصاحبه شونده باید در زمینه موضوعها و محدوده بحث اطلاعاتی داده شود، و به او امکان دهند که فکر خود را مرتب سازد. اما، بهقول اکثر مصاحبه شوندگان با تجربه، بهترین روش دور نگهداشتن مصاحبه شونده از سوال است.
مصاحبه شونده باید علاوه بر آگاهی از محدوده بحث با اصول مصاحبه نیز آشنایی یابد. برای کسی که از تلویزیون چیزی نمیداند تجربه عذابآوری است، و باید او را با این اصول عادت داد و چیزی به او تحمیل نکرد. بعضی از مصاحبه کنندگان دوست دارند قبل از شروع مصاحبه مدتی با مصاحبه شونده صحبت کنند . اکثر افراد به این نتیجه رسیدهاند که داشتن یک مکالمه مختصر برای گرم کردن محیط، کارساز است و در عین حال مصاحبه شونده هم این فرصت را پیدا نمیکند که قبل از اجرای اصلی حرفهای خودش را بزند. چنانچه قرار است از مصاحبه فیلمبرداری شود ، باید معرفی مختصری از گروه فیلم صورت گیرد، سپس آنها هرچه سریعتر تجهیزات خود را مستقر سازند. کارآیی توام با خونسردی کامل از طرف گروه میتواند تاثیرات اعجاز آوری در فضای مصاحبه ایجاد کند. کارگردان و گروه باید به مصاحبهکننده و میهمانش فرصت دهند تا با یکدیگر ارتباط برقرار کنند، و تا حد امکان کمتر مزاحمشان شوند.
حتی غالبا درخواستهای ضروری از مصاحبه شونده – مثل جابجا کردن صندلی یا اجازه برای بستن پنجره نیز - بهتر است از طریق مصاحبه کننده انتقال یابد . از نظر روانی، مصاحبه کننده باید بر همه امور مسلط باشد، وگرنه سیستم مصاحبه دچار اشکال شده و مهار اوضاع از دست خارج میشود. هرچه مصاحبه شونده کمتر از حضور دوربین مطلع شود، بهتر است.
فیلمبرداری مصاحبه در محل
بنا به دلایلی فیلمبرداری در محل برای مصاحبه کننده سادهتر از کار استودیویی و بنا به دلایل دیگر مشکلتر است. ساده تر است چونکه بسیاری از اشکالات را میتوان با برداشت مجدد و تدوین از بین برد و از طرف دیگر بخاطر وقفهها و شروعهای اجتنابناپذیری که تداوم حالت مصاحبه را از بین میبرد مشکلتر است.دوربین فیلمبرداری فقط میتواند مقدار محدودی با خود فیلم حمل کند – حدود 4 دقیقه فیلم 35 میلیمتری و 12 دقیقه 16 میلیمتری – و این طول یک برداشت را محدود میسازد.
بهواسطه چیزی که یک قانون عمومی خوانده میشود، همیشه فیلم در نقاط حساس تمام میشود، و باید کل سوال و جواب را مجددا گرفت – که این برداشت البته فاقد تازگی و اصالت اولیه است – با این وجود، مصاحبه کننده نمیتواند به 12 دقیقه فیلم در محل اکتفا کند. فیلمبرداری در محل محکوم به مواجهه با مشکلا ت متعدد است. در یک روز ابری ناگهان خورشید میدرخشد، و فیلمبردار باید نوردهی و نورپردازی را تنظیم کند؛ هواپیمایی در ارتفاع پایین حرکت میکند و صداها را محو میسازد؛ صدای رادیو، زنگ تلفن و یا پارس سگ در زمینه شنیده میشود . . . - فهرست مشکلات بیپایان است. هیچ راه حلی جز صبر و تامل وجود ندارد. تنش و کم حوصلگی در مقابل این مشکلات مستقیما به مصاحبه شونده منتقل میشود، و مسائل را پیچیده تر میسازد.
مصاحبه کننده باید خونسرد باشد، لبخند بزند و صحبت خود را درباره وضع هوا، نتایج ورزشی و یا هر چیزی که مصاحبه را بطور موقت به حالت تعلیق نگه میدارد ادامه دهد. همچنین احتمال دارد وقفههایی بخاطر تغییر عدسی و موضع دوربین صورت گیرد، در این شرایط یک کارگردان و یک فیلمبردار دلسوز سعی خواهند کرد که این مشکلات را به حداقل خود کاهش دهند.
مزیت اصلی در فیلمبرداری یک مصاحبه، در مقایسه با کار استودیویی، فرصتی است که در فیلمبرداری کامل بدست میآید – پوشش همه جوانب صحنه از زوایای مختلف، و سپس انتخاب بهترین برداشتها پس از مصاحبه. عبارتهای نامناسب و اشتباهات را میتوان حذف کرد، صحبتهای طولانی را کوتاه کرد، و مشکلات زمانبندی را به تعویق انداخته و در فرصت مناسب مورد توجه قرار داد. همه این امتیازات برای محصول نهایی فوقالعاده ارزشمندند، اما از طرف دیگر برای فرد تنبل مشکلاتی به بار میآورند. نادیده گرفتن مشکلات و بهتعویق انداختن حل آنها به نتیجهای جز یک مصاحبه سست و طولانی و خسته کننده منجر نمیشود و تدوین نیز نمیتواند آن را اصلاح کند.
ویژگی و مشخصه مصاحبه فیلمبرداری شده پرسشهای درون برش یا اصطلاحا برداشتهای «عکس جهت» است. در خاتمه مصاحبه، دوربین در مقابل مصاحبه کننده قرار میگیرد ، و از او خواسته میشود که پرسشهای اصلیاش را تکرار کند تا – در صورت نیاز –آنها را بتوان در مصاحبه تدوین کرد. چگونگی فیلمبرداری این نماهای درون برش در حیطه کارگردان و فیلمبردار است؛ و در ارتباط با مصاحبه کننده، او باید پرسشهای را مجددا و بطور طبیعی مثل دفعات قبل تکرار نماید. بعضی مصاحبهکنندگان با این موضوع بیگانه نیستند؛ در حالیکه بعضی دیگر اجرای مجدد پرسشها را به دلایل روشن برای خود غیر ممکن میبینند. در چنین شرایطی ظاهرا بهترین روش برای مصاحبهکننده حفظ آرامش و خونسردی است با این تصور که در موقعیت اصلی قرار گرفته است. او باید پرسش را بطور جدی مطرح و سعی نکند ادای کسی را که سوال میکند در آورد. همواره باید یک مکث چند ثانیهایی بهعنوان اینکه به جواب قبلی گوش میدهد قبل از پرسش مجدد وجود داشته باشد، و موضع سر نیز باید تا چند ثانیه حفظ شود. معمولا مصاحبهکنندگان مجرب سولات درون برش خود را چنان دوبارهنویسی میکنند که به تدوینگر فیلم اجازه میدهد بخشهای زائد پاسخ آن را حذف نماید، اما کاربرد این روش مستلزم احتیاط فراوان است.
در یک برنامه مستند یا مجله، همیشه دستیار تهیه جملهبندی دقیق همه پرسشها را یادداشت میکند. هر عضو خبری که با یک گروه فیلمبرداری دو نفری کار میکند و مصاحبههای کوتاهتر را میگیرد مجبور است پرسشها را حفظ نماید. بعضی اوقات، بر اساس نوع ابزار ضبط و زمان موجود میتوان نوار صدای مصاحبه اصلی را در محل پخش نمود. در این شرایط، یک دستگاه ضبط صوت کاست کوچک کمک بسیار خوبی است.
مصاحبه استودیویی:
در استودیو مصاحبه تحت سلطه کامل زمان است. زمینه مورد بحث باید در 4، 5 یا 10 دقیقه، بدون اتلاف وقت ظاهری، و بطور کامل و فشرده پوشش داده شود. چنانچه مصاحبه بهطور زنده انجام میشود، باید دقیقا سر وقت یا کمی زودتر پایان پذیرد. تجاوز از حد زمانی تعیین شده با دیگر بخشهای برنامه تداخل میکند، بهویژه در شبکههای تلویزیونی این مشکل بزرگی است زیرا در آنجا همه ایستگاههای مختلف به برنامهریزی از پیش تعیین شدهایی وابستهاند که توسط ساعت اداره میسود. حتی اگر مصاحبه روی نوار ضبط شده باشد ، احتمال کمی وجود دارد که بتوان آن را مانند فیلم تدوین کرد. معمولا یک برش کم و بیش زمخت بهترین حالتی است که میتوان بهدست آورد.
از این رو مصاحبه کننده باید از آنچه که امیدوار است در زمان معین بدست آورد ارزیابی واقعی داشته باشد و بطور تقریبی مقاطعی را که باید از یک نکته یا مطلب به مطلب دیگری برود محاسبه کند. معمولا قرار دادن مصاحبهشونده در جریان آنچه که در مجموع اتفاق خواهد افتاد کمک کننده است، از طرف دیگر باید به او اطمینان داد که زمانگیریهای دقیق در حیطه مسئولیت او نیست. یک روش خیلی مفید و معمول این است که آخرین پرسش را به عبارتی مثل «نکته آخر...» یا «قبل از اینکه صحبتمان را خاتمه بدهیم...» شروع کنیم. همچنی ممکن است مصاحبه کننده یا میهمان خود در مورد یک علامت نامفهوم برای بیننده به توافق برسند، با اینهمه باید به مصاحبهشونده اطمینان داد پس از این علامت فرصت زیادی وجود خواهد داشت و لزومی ندارد که او صحبت خود را با کلمات سریع و بریده به پایان ببرد. بسیاری از مردم این موضوع را که در چند ثانیه چقدر میتوان حرف زد نادیده میگیرند و چنانچه مثلا به آنها نیم دقیقه قبل از پایان مصاحبه علامت پایان را بدهیم در واقع قبل از 20 ثانیه حرفشان را تمام میکنند.
البته، مصاحبهکننده خود علامتهایی از مدیر صحنه دریافت میکند که نمایشگر گذشت دقایق و – در لحظات آخر – ثانیهها است. باید قبلا به مصاحبه شونده گفته شود که به آنها توجهی نکند – در واقع او باید همه اتفاقاتی را که در استودیو میافتد نادیده بگیرد و مثل وقتی که در خانه نشسته با مصاحبه کننده صحبت کند.
در یک برنامه مباحثه یا گفتگو در استودیو همانقدر که مصاحبه کننده مسئولیت دارد تهیه کننده هم مسئول است. موفقیت یا شکست در اینگونه برنامهها به موضوع، انتخاب طرفین بحث و اطلاعات مقدماتی بستگی دارد. مصاحبه کننده به عنوان داور عمل میکند و ممکن است حتی یک کلمه هم حرف نزند، با این وجود باید مباحث را تحت کنترل داشته باشد و البته به آمادگی قبلی نیز نیاز دارد. معمولا این اوست که باید اطلاعات او حدود و زمینههای بحث را به طرفین درگیر بدهد. باید به شرکت کنندگان در بحث گفته شود که بطور آزاد و بدون درخواست مصاحبهکننده از آنها صحبت کنند – و حتی تشویق شوند در مواقع لزوم حرف یکدیگر را قطع نمایند. در اینجا رئیس جلسه میتواند کمک کند و با دانستن اینکه چهوقت احتمال بحث متقابل میرود با یک نگاه یا اشاره در جهت صحیح جوابگوییها را تشویق نماید. همچنین او باید آماده باشد که وقتی بحث از روال خود خارج شد دخالت کرده و یا آن را به مسیر اصلی بازگرداند و یا بحث جدیدی را بهمیان بکشد.
توجه و بهخاطر داشتن این نکته برای رئیس جلسه مهم است که در استودیو غالبا تمایز دو صدایی که از دو جهت مختلف میآیند ممکن است، اما در گیرندههای خانگی همه صداها از یک نقطه – بلندگو – به گوش میرسد و تداخل دو صدا با هم بسیار نامفهوم خواهد بود.
سرعت انتقال و بهدقت گوش کردن
با وجود تمامی کوششی که مصاحبه کننده – به هنگام کار در جهت تمرکز توجه خود مصروف میدارد معذلک به سادگی ممکن است در تلهایی مرگبار سقوط کند – تله به دقت گوش ندادن به چیزی که گفته میشود . بعضی اوقات افراد کمتجربه چنان سرگرم تدارک پرسش بعدی خوداند که حتی متوجه پایان صحبت مصاحبهشونده نمیشوند. مصاحبه کننده باید همیشه و با دقت به همه کلمات پاسخ گوش بدهد، آماده باشد که اشتباهات را جبران کند و برای روشن شدن موضوع و رفع ابهام پرسش تکمیلی مطرح نماید. او باید با گوش بیننده گوش بدهد. ممکن است چیزی که برای او روشن و مفهوم است برای بینندهها واضح نباشد و وظیفه وی است که این نقش را بازی نماید.
مصاحبههای تلویزیونی، به ویژه در انگلیس ، شخصیتهای کشوری بسیاری را معروف و حتی صاحب شهرتی زودهنگام کردهاست – افرادی را که در سنین دیگری میتوانستند در امور سیاسی یا قضایی صاحب نام باشند. جان فریمن سفیر سایق انگلستان در هندوستان و واشنگتن را هنوز بهخاطر رشته برنامههای «رو در رو»، در بیبیسی به خاطر میآوریم. او در آن برنامهها افکار میهمانانش را در زیرکانهترین مصاحبههایی که تا کنون از تلویزیون پخش شده لایه لایه باز کرده و حقایق را مطرح نموده است. همچنین، رابیندی از بیبیسی، احتمالا در زمره موفقترین مصاحبهکنندگان سیاسی جهان باقی میماند. آلن ویکر، از تلویزیون یور کشایر، با تکنیک شنوندگی فوقالعادهای که داشت بر بسیاری از پیچیدگیهای شخصیت ورفتار انسانی میهمانانش پیروز شده است. دیوید فراست ترکیبی از کار توام با اصول مورد پسند خبری را با روشهای تحلیلی – تحقیقی در خود جمع کردهاست. سبکهای آنها متنوع و متمایز است. شاید تنها چیزی که آنها مشترکا دارند سرعت انتقال و آمادگی پایان ناپذیرشان باشد.
مهم نیست که آنها چقدر باهوش و زیرک هستند، مهم این است که همگی آنها باید تکالیف خود را قبل از شروع کار انجام داده وخود را آماده سازند.
برای سلامتی آقا امام زمان صلوات بفرست