مصطفی ملکی

در مقاله ای تحت عنوان «گوینده خبر یا روانشناس»، عملکرد گویندگان خبر  CCN بعد از حادثه یازده سپتامبر در بخش برون مرزی بررسی شده بود. در قالب این مقاله یک سری ویژگی ها یا معیارهای گویندة خوب عنوان می شد. من فقط طرح مسئله می کنم تا دراین باره بیشتر صحبت کنیم. در مقاله آمده بود گویندگان CCN ، طوری خبر حادثه       یازده سپتامبر را می گفتند، انگار که دنیا با این حادثه تمام شده است و ما به پایان عصر تمدن رسیده ایم یا نوع دوستی تمام شده است. اینها آنقدر در زبان شناسی مسلط بودند که انگار حقیقت محض را اعلام می کنند و مخاطبان باید بپذیرند.

در مقاله سرعت و میزان گفتار نیز بررسی شده بود. به این صورت که اینان وقتی می خواستند خبر مصیبت باری را بگویند و یک هیجان ایجاد کنند، معمولاً در هر دقیقه 120 کلمه را به مخاطب می گفتند ولی اگر قرار بود متن تسلیت را بگویند در هر دقیقه 90 کلمه می گفتند. منظورم این ریزه کاری ها و متغیر هایی است که یک گوینده را شاخص یا از ویژگی خودش سلب می کند.

نویسنده مقاله می گوید نوع و تُن صدای گوینده ها به قدری جالب بود که مثلاً در خبر دستگیری اولین گروه القاعده طوری القاء می کردند انگار مجرم های دستگیر شده به طور مادرزادی جنایت می کردند. در حالی که ممکن است خیلی از افراد القاعده واقعاً چنین ویژگی هایی نداشته باشند. گوینده های  CCNموقعی که می خواستند خبر مصیبت باری را بگویند، از لباس هایی استفاده می کردند که رنگ روشنی دارد چون رنگ روشن از بار گناه می کاهد.

از نظر نگارنده، گوینده خبر باید آنقدر به اصول روانشناسی و گویندگی مسلط باشد که بتواند خیلی راحت با اعصاب مخاطب بازی کند. نویسنده می پرسد «انتظار شما در قرن 21 از یک گوینده خوب چیست؟»  

آقای دکتر عالمی با این مقدمه بفرمایید ویژگیها یا معیارهای یک گوینده خوب چیست؟

اکبر عالمی

به نظر من اجرا در تلویزیون چه برای خبر و چه برای برنامه های دیگر یعنی بازیگری.        یک شاخة اختصاصی و تخصصی از تئاتر است. به گونه ای که وقتی کسی روی صفحه تلویزیون ظاهر می شود باید بازی کند بدون اینکه احساس شود که او بازی می کند. همه باید باور کنند که او زندگی می کند. به همین دلیل مشخصات یک گوینده تلویزیون بویژه گوینده خبر از جهات مختلف باید بررسی شود که در جای خودش پارامترها و عناصر آن را اشاره می کنم.

نه فقط نوع تُن صدا، نه فقط رنگ لباس یا طرح لباس، حتی طرز نشستن و زبان بدن، پانتومیم و میمک یعنی حرکات چشم به عنوان دقیق ترین عنصر صورت مهم است.

 

اکبر عالمی: ابر و باد و مه و خورشید و فلک همه پشت صحنه فعالند تا یک مجری روی پردة تلویزیون، مسابقه، برنامة گفت وگو یا یک برنامه رسمی خبر

 را اجرا کند.

 

در روانشناسی می گویند زبان می تواند دروغ بگوید ولی چشم نمی تواند. به همین دلیل عنصر بسیار مهمی به نام تماس نگاه یا تماس از طریق چشم وجود دارد. او چگونه با صورت خودش در تصویر درشت برنامه های خبری کار کند که مصنوعی به نظر نرسد؟ تماشاگر نباید تصور کند که او جلوی تلویزیون ژست می گیرد. گوینده نباید کلمات را با اطوار ادا کند.

بعضی از گویندگان می خواهند کلمات را با اطوار بیان کنند چون اصطلاحاً خودشان تصور می کنند شیک و قشنگ و امروزی، والا و باارزش حرف می زنند؛ در حالی که به نظر من منزلت خودشان را پایین می آورند.

زبان خبر زبان فاخر است. زبان کوچه و بازار نیست. زبان کتابت هم نیست. (مانند زبانی که استادان ادبیات در دانشگاههای ادبیات تدریس می کنند.) زبان خبر رسمی ترین زبان یک کشور است. پس گوینده با یک زبان رسمی حرف می زند و حق ندارد بگوید مجلس شوُرای اسلامی چون ما وارد شوُر (shoor)نمی شویم؛ بلکه وارد شُور(shor) می شویم یا اینکه نَشاط نگوید. سوییس را سوعیس تلفظ نکند.

ما باید یک مدیر هنری و یک معلم زبان که به فن بیان در تلویزیون هم تسلط داشته باشد، بکار بگیریم.

در حقیقت مجریان تلویزیون در تمام شبکه های تلویزیونی، خط اول تماس هستند. ویترین سلیقة مدیران یک تشکیلات به حساب می آیند. بعد از مدتی نماد و نشانة آن شبکه می شوند و باورپذیری از زبان آنها اتفاق می افتد.

مردم به آنها اعتماد می کنند. در حالی که می دانیم ابر و باد و مه و خورشید و فلک همه پشت صحنه فعالند تا یک مجری روی پردة تلویزیون، مسابقه، برنامة گفتگو و یا یک برنامة رسمی خبر را اجرا کند. وقتی گوینده ظاهر می شود باید لباس کلاسیکی داشته باشد.

محمد حسین سروش

چند ویژگی برای گویندة خبر قائل هستیم که سلیقه ای نیست؛ بلکه برگرفته از ویژگی های گوینده های برتر رسانه های خبری جهان است.

اولین ویژگی مهارت ارتباطی است. BBC در خصوص این ویژگی می گوید: « میل و رغبت و آرزوی ایجاد ارتباط» نمی گوید داشتن مهارت ارتباطی تنها».

گوینده باید این مهارت را درونی کرده، پذیرفته باشد و به نوعی رغبت انسانی تبدیل کند. گوینده برای ایجاد ارتباط باید شوق داشته باشد.

عالی ترین شکل ارتباط این است که کسی در جستجوی فرصت برای ایجاد ارتباط با انسان باشد. این موضوع از ویژگی های مشترک هر فردی است که در رسانه سخن می گوید. افرادی که این ویژگی را ندارند، مناسب رسانه نیستند و سرمایة رسانه که همان اعتبار و اعتماد مردم است را به دست نخواهند آورد.

به اعتراف اغلب کارشناسان جهانی، گوینده و اعتبار رسانه دو روی یک سکه هستند. عملکرد گوینده یعنی اعتبار یک رسانه. اعتبار رسانه یعنی اعتماد به رسانه.

از ویژگیهای دیگر برای گوینده خبر اطلاعات عمومی بالا است. شناخت خبر لازم است.  رسانه شناسی لازم است. زبان معیار خبر لازم است. گوینده باید سواد و مدرک مناسب داشته باشد. بیان و گفتار خوب داشته باشد. بیان خوب یعنی داشتن اندام گفتاری سالم. باید همة اندام گفتاری گوینده خبر سالم باشد.

بعد از آن گفتار خوب مهم است. یعنی داشتن یک سکوی مطمئن علمی و زبانی. گاهی لازم می شود گوینده از متن خارج شود و چیزی بگوید. گاهی گویندگان ما در تلة چنین فرصتی قرار می گیرند و خودشان باید جملاتی بگویند. اگر گوینده سکوی علمی و زبانی نداشته باشد، غافلگیر می شود و اعتبارش را از دست می دهد.

مصطفی ملکی

خانم شیرازی علاوه بر مطالبی که گفته شد، اگر معیارهای دیگری مدنظر دارید بفرمایید. همچنین توضیح دهید گوینده و مجری خبر چه تفاوتهایی دارند؟

مهناز شیرازی

من به عنوان کسی که در این کار، شرایط اجرایی را پشت سر می گذارد صحبت می کنم. آقایان دربارة شرایط علمی و استاندارد صحبت کردند که اجرای آن نیز مهم است.منظورم این است که بعد عملیاتی قضیه هم مورد توجه باشد. مثلاً شبکه های بزرگ خبری برای استخدام گوینده تمام شرایط را می سنجند. گوینده ای می آورند که متبحر باشد و آموزش می دهند. آموزش خیلی شرط است. امکاناتی برای او فراهم می کنند. این موجب توانمندی علمی و عملی گویندگان می شود که ضرورت دارد به صورت جدی در رسانه صداوسیما رعایت شود.

مصطفی ملکی

معیارهای یک گوینده خوب را هم بفرمایید.

مهناز شیرازی

معیارهای گوینده خوب تلفیق و ترکیبی است از نکته هایی که آقایان عالمی و سروش گفتند. اینها در کتابها هست. در مقالات هست. در سنجش هایی که انجام شده هست.

مصطفی ملکی

آقای دکتر عالمی ظاهراً جنابعالی پیوستی به صحبتهای خانم شیرازی دارید. لطفاً بفرمایید.

اکبر عالمی

گویندگی یک هنر است وکسی که در تلویزیون مدتهای مدید ظاهر می شود، بعد از مدتی به شخصیت تلویزیونی تبدیل می شود. مردم با آنها اُنس می گیرند. بعضی از مردم از آنها متنفر هستند.

گوینده خبر قبل از همه اینها یک هنرمند است. هر شغلی که در حوزه رسانه داریم نیازمند وجود یک مدیرت هنری است. باید درون هنرمند ایجاد انگیزه کرد که وقتی به منزل می رود، دلش در محیط کار باشد. عاشق کارش باشد.

 

مصطفی ملکی

مدیرت هنری که شما فرمودید خلائی است که احساس می شود سردبیر خبر باید این نقش را ایفا کند چون این مدیر هنری می تواند ایجاد انگیزه کند، گوینده ای را که می تواند گوینده شاخص باشد ستاره کند و آن که شرایط اولیه را ندارد از سیستم طرد کند.

 

اکبر عالمی

اجازه بدهید یک جمله در ادامه حرفهای آقای دکتر ملکی اضافه کنم، حرفی که از دهان گوینده ستاره شده در می آید بیشتر از زبان رئیس جمهور آن کشور باورپذیر است.

مهناز شیرازی

به مدیریت هنری اشاره کردید. واقعاً ضرورت دارد که چنین موقعیت و جایگاهی پیش بینی شود اما به گوینده نیز آموزش «مدیریت هنری» بدهید. مطمئن هستم که شاهد تأثیر زیادی روی آنتن خواهیم بود.

مصطفی ملکی

آقای سروش، متغیر دیگری که برای گوینده برمی شمارند این است که باید صدای مناسبی داشته باشد. مثلاً گوینده سیاسی باید صدای جدی داشته باشد. لطفاً در خصوص این     شاخص ها توضیح دهید.

محمدحسین سروش

ما در تفکیک علمی سه نوع صدا داریم. صدای سینه، صدای سر و صدای ساخته شده و تربیت شده در گلو. صدا از گلو خلق می شود. BBC می گوید جعبة صدا. برخی گوینده های فعلی ما صدای مطلوب دارند. یعنی ویژگی های صدا را در اینها حس می کنیم. برخی صدای سینه دارند و بلد نیستند استفاده کنند و به ظرفیت صدایشان آگاه نیستند. به جای صدایشان آگاه نیستند. چند گویندة خبر هم داریم که صدایشان غنّه ای است. صدای سر است. توی بینی است. این صدا برای مخاطب مزاحم است. مخاطب نمی پسندد.

اولاً بین صدای سر وسینه، صدای سینه صدای مطلوبی دارد که در گلو ساخته می شود. تارهای صوتیِ برخی از گوینده های ما سالهاست که خاموش است و استفاده نمی شود. بلد نیستند. یعنی حجم صدای خودشان را بکار نبرده اند.

اولین ویژگی صدا پیچ ( (pitchصدا است. یعنی مهارت فراز و نشیب در صدا. استفاده از آن بُعد صدا که بتواند صدا را بالا و پایین ببرد.

جایی، کلمه ای، عبارتی، مفهومی، باید با صدای بلند باشد.

دومین ویژگی صدا سرعت است. یعنی بتواند از صدا برای راه بردن کلمات برروی متن استفاده بکند. ویژگی دیگر صدا که ما آن را حجم صدا می نامیم، صدا را عرض و وسعت    می دهد.

 محمد حسین سروش: به اعتراف اغلب کارشناسان جهانی، گوینده و اعتبار رسانه دو روی یک سکه هستند. عملکرد گوینده یعنی اعتبار یک رسانه.

اعتبار رسانه یعنی اعتماد به رسانه.

 

 

گوینده هایی داریم که صدایشان حجم دارد ولی باز چون به ویژگیهای دیگر صدا آگاه نیستند، بلد نیستند از آن استفاده کنند. در خبر باید چند ویژگی صدای گوینده کنار هم قرار بگیرد تا نافذ باشد.

یکی دیگر از ویژگی های صدا، گرمی صدا است. به طوری که بتواند صدا را به گونه ای دلچسب و نافذ به دل و جان مخاطب برساند. گاهی برخی از مفاهیم نرم و ملایمند. نمی شود آن مفهوم را با هیبت و قاطعیت به مخاطب برسانیم. برخی از بخشهای خبری ما خبر نرم هستند که صدای ویژه ای می خواهد.

بُعد دیگر صدا تنفس در صدا است. نباید صدای نفس کشیدن گویندة مبرز بیاید. مخاطب اگر صدای نفس کشیدن گوینده را بشنود، متوجه اضطراب و ترس و حالت روانی گوینده         می شود.

گوینده باید بداند کجا نفسش تمام می شود؟ کجا باید نفس گیری کند؟ یک دم کامل را درک کند. یک بازدم را درک کند و بداند در یک دم باید چند جمله بگوید.

مصطفی ملکی

آقای دکتر عالمی، با مقدمه ای که دوستان فرمودند به بحث زبان بدن می رسیم. کارشناسان معتقدند هر گوینده یا هر انسان 70 هزار حرکت بدن دارد. بفرمایید که جایگاه زبان بدن  (Body Language) در گویندگی خبر کجاست؟

 

 

اکبر عالمی

وقتی ما تصمیم بگیریم که زبان بدن داشته باشیم، کار را خراب می کنیم. وقتی جلوی دوربین حاضر می شویم و تصمیم می گیریم که با دست، سر، چشم و ابرویمان بازی کنیم، خراب   می کنیم.

اگر خیلی شرایط برای گوینده خبر بگذاریم، اینقدر موضوع را بزرگ می کنیم که دیگر به نظر من هیچکس جرأت نمی کند به طرف این شغل برود. شما باید از روی همة اینها رد بشوید.

بگوییم اینها هست ولی نباید به گوینده بگوییم که باید اینگونه باشید. من معتقد هستم که این ماجرا مانند سخن گفتن است. یعنی وقتی الان فارسی صحبت می کنیم، به گرامر فکر         نمی کنیم. گرامر در وجودتان خانه کرده است. زبان بدن عین این ماجرا است. اگر ما خیلی روی زبان بدن تأکید کنیم، چیز قناسی از آب در می آید که بعداً مضحکه و به نظر من باعث تعجب تماشاگر ایرانی می شود که عادت به زبان بدن به معنای غربی اش ندارد. ولی اینکه نگاه، صورت، نشستن، راه رفتن کجا شکل می گیرد؟ به این بر می گردد که آن آدم کجا شکل می گیرد. چقدر سفر کرده است؟ چقدر دیده است؟ چقدر خوانده است؟ از کجا آمده است؟ ریشه او در چیست؟ دانایی او در چیست؟

نمی توانیم به گوینده ای که استعداد زبان بدن ندارد، زبان بدن یاد بدهیم. از اول هم می گوییم ذاتش برای این کار ساخته نشده است. بلافاصله بعد از 6ماه معلوم می شود که ذاتش برای این کار ساخته نشده است.

شما نیز باید هیئتی از داوران پخته، معلم، دلسوز و بی طرف بیاورید تا وقتی می خواهند گوینده انتخاب کنند، وَجَنات او را از زوایای گوناگون، مورد تجزیه و تحلیل قرار دهند.

مدیریت هنری باید بستری از زایندگی و زایش و ایجاد انگیزه را فراهم بیاورد.

مصطفی ملکی

آقای سروش، توضیحات تکمیلی دراین خصوص دارید بفرمایید؟

محمد حسین سروش

ارتباط کلامی بخش عمده و اساسی گویندگی است. ارتباط کلامی برای انتقال اطلاعات جلوی دوربین است. ارتباط غیرکلامی برای انتقال حالات است. گوینده ای در کاربرد حالات غیرکلامی اش، در رفتار غیرکلامی یا زبان بدن، بسیار خوب عمل می کند. یعنی 15عنصر چهره را برای تفهیم یک مفهوم هماهنگ می کند. چشمش سکون و آرامش دارد. اضطراب ندارد. گردش نابجا ندارد. ابرویش تعجب و هیجان نابجا و کاذب ندارد. دندانهایش در دست و پای بیننده نیست. لبش به اندازة کافی تنظیم می شود. صورتش، رنگ، چهره اش،       حرکت سرش، طراحی موی، جام چهره اش را خوب استفاده می کند. اما اولاً باید بدانیم وی به این حرکت آگاه است؟ خودش می داند؟

دوم باید ارزیابی شوند. بقیه گویندگانی که زبان بدن بلد نیستند، راز موفقیت دو سه گویندة موفق این است. دست این گویندة موفق را نگاه کنید، چطور هماهنگ با کلماتی است که     به کار می برد؟ ابروی این گوینده را نگاه کنید. من به گوینده ای گفتم این خبری که شما پریشب خواندید 30درصد هیجان داشت ولی چهره شما 70درصد هیجان داشت. این یعنی ناهماهنگی.

باید تذکر بدهیم. به گویندة دیگری گفتم چهرة شما دو ویژگی دارد. اولین ویژگی چهره مبهم غیرکلام است. تذکری بود که بعد از کمی مقاومت پذیرفتند. دیگر اینکه گفتم غروری در چهره تان هست که باید بماند. گوینده خبر در تفهیم برخی مطالب خبری به غرور نیاز دارد. این شخص می تواند در موقع خواندن خبر از غرور ملی هم دفاع کند. یعنی اگر با یک وارفتگی چهره، پیروزی دانش آموزان المپیاد را مطرح کند، به غرور ملی لطمه می خورد. پس ما به زبان بدن و با حالت چهره کار داریم و باید این کار آگاهانه باشد. این که فلانی خبر را اجرا می کند و خوب خبر می خواند و از زبان بدن خوب استفاده می کند، تمام نیست. باید هم به ایشان یادآوری کرد که این کار تو خوب است و هم به دیگران راز موفقیت چنین گویندگانی را گفت.

زبان بدن یا ارتباط غیرکلامی برای انتقال حالت بسیار مهم است. شخصی که در عین خواندن خبر چشمش در حدقه می چرخد و مهارتش دست خودش نیست یا گویندة خبر دستش       در هم فرو رفته و سخن می گوید، نشان از اضطراب پنهان دارد. به خودش پناه می برد.     الان ریزترین حرکات دست، چهره و سر گواه از درون است. خود صدای نفس هم از جنس رفتارهای غیرکلامی است. اگر سر یا دست گوینده و مجری، موقع حرف زدن، اجرا یا مصاحبه، بیش از حد تکان بخورد، حکایت از احاطه نداشتن بر آن بخش خبری دارد. تعداد کلمات نیز همین طور است. متوسط کلمات فارسی برای گویندة خبر با متوسط کلمات انگلیسی متفاوت است. در انگلیسی برای گویندگی خبر 150 یا 170 کلمه در دقیقه باید گفت. چند مجری خوب جهانی داریم که رعایت می کنند. 100 تا 120 کلمه در دقیقه باید به طور شفاف گفته شود.

شفاف گویی بسیار مهم است. یعنی حروف را در کلمات و کلمات را در جمله باید درست ادا کرد. هیچ گوینده ای نباید هیچ حرفی را بخورد. من به شکسته گویی کاری ندارم. گاهی لازم است در بداهه گویی، شکسته گویی کنیم و این کار را می کنند.

ممکن است در یک گفتگوی تلفنی لازم باشد گوینده از متن جدا شود. در همین لحظه است که ارزیابی می شوند. گوینده باید هیچوقت کلمة دقیقه را دیقه نگوید. عزیزان را عیزان نگوید. حقیقت را حیقت نگوید. هیچوقت را هیشوقت نگوید. گوینده ورزشی اسب سواری را  اس سواری نگوید. والیبال را والیوال نگوید. انها نمادهای کم سوادی است.

مصطفی ملکی

خانم شیرازی، لطفاً در خصوص نوع صدا صحبت کنید. تُن صدا چقدر در نحوة اطلاع رسانی و جذب مخاطب مؤثر است؟  

      

مصطفی ملکی: مدیریت هنری خلائی است که احساس می شود سردبیر خبر

باید این نقش را ایفا کند.

 

مهناز شیرازی

در سؤالی که آقای سروش پرسیدید ایشان به نکات جالبی اشاره کردند و گفتند که صدای یک گوینده باید دارای چه شرایطی باشد تا به دل بیننده و شنونده اش بنشیند. صدای گرم و دلنشینی داشته باشد. بتواند با صدایش بازی کند. برای خبر شاد یک مقدار شادی در کلامش بدهد. نه اینکه موضع گیری کند. ما همیشه با این اصل موافق بودیم که در خبر نباید       موضع گیری کرد. ما فقط مطالب را درست می رسانیم. مردم خودشان باید موضع بگیرند.

صدا از نظر من باید گرم باشد. من می شنوم. شما می شنوید. باید خوشتان بیاید. می بینید بعضی صداها یک زنگ ناراحت کننده ای دارد و آدم را می زند. بعضی صداها فریاد می زنند. به قول آقای سروش گوینده ای می خواهد بگوید من روی این صدا می توانم حجم صدای خوبی به کار ببرم، داد می زند. این نمی تواند یک صدای خوب برای کار خبری باشد.

سرعت مهم است. سرعت در خبر همیشه خیلی شرط است. ما می بینیم بعضی از گوینده ها به اندازه ای خبر را آرام می خوانند که دیگر خبر نیست. خبر به زنده بودن آن است. خبر به هیجان مناسب با خود خبر است که اینها در سرعت بیان کلمات و سرعت گفتن یک جمله خلاصه می شود.

نکته دیگر همان تنفس است. اگر بحث نفس گیری را رعایت نکنیم و اضطرابی در خبر پیش بیاید، اگر یک خبری را نخوانده بدهند، آن را با همان تنگی نفس و همان اضطرابی که روی نفس کشیدن می افتد، می خوانیم.

من معتقدم حتی اگر سنگین ترین چیز را به شما دادند، نباید به بیننده منتقل شود. بیننده آنجا ننشسته است که کسالت من را ببیند، ترس من را ببیند، عبوسی من را ببیند. او مقصر نیست.

 

 

مصطفی ملکی

آقای دکتر عالمی، لطفاً کمی هم درباره نوع لباس و رنگ معیار بیشتر توضیح دهید. فرهنگ جامعه و مناسبتها چه مقدار در نوع یا رنگ لباس گوینده مؤثر هستند؟

اکبر عالمی

تلویزیون به طور کلی با شیوة لامپ تصویری خودش رنگهای تیره را به رنگهای سیاه تبدیل می کند و رنگهای روشن را مانند صورتی روشن، آبی روشن، سبز روشن، قرمز روشن به سمت رنگ سفید می برد. به خصوص بعد از اینکه چند ایستگاه رله می کند. بنابراین بهترین رنگی که می توانیم انتخاب کنیم، رنگهای میانی هستند. برای مرد رنگهای کلاسیک، رنگهای خاکستری، سرمه ای و قهوه ای است. ما در مورد برنامه خبری می گوییم باید لباسشان کلاسیک باشد. به نظر من لباس را نباید ما به گوینده دیکته کنیم. چون ما هر وقت لباسی نو می پوشیم تا چند روز به آن عادت نداریم. پس یکسره نمی شود به گوینده گفت کتت را عوض کن. لباست را عوض کن. ابتکار عمل برای پوشیدن لباس تا حدودی باید دست گوینده باشد.

نکته ای که در رابطه با لباس مردها می توانم بگویم این است که اگر پیراهن راه راه یا شطرنجی باشد، در فاصله کانونی عدسی های مختلف، ممکن است موجب رنجه شود. یعنی تداخل فرکانس کند و کسانی که چشمهایشان آستیگمات است روی صفحه تلویزیون اذیت می شوند. در زندگی عادی که در تلویزیون هم صدق می کند، آقایان باید به یک نکته توجه داشته باشند که اگر پیراهن آنها طرحی دارد مثلاً راه راه یا چهارخانه است، کت آنها باید هیچ طرحی نداشته باشد. این قانون لباس پوشیدن است. اگر پیراهن و کت هردو چهارخانه باشد، اصطلاح عوامانه و بسیارشیرین آن این است که می گوییم این آدم عجق وجق یا شنبه یکشنبه لباس پوشیده است. می تواند هردوتایش ساده باشد و باید کمی با هم کنتراست داشته باشد. یعنی در تضاد باشد تا تفکیک اتفاق بیافتد. من نمی توانم یک پیراهن و کت سرمه ای را بپوشم چون دوربین تلویزیونی نمی تواند این را تفکیک کند و زشت می شود.

اگر خیلی تیره لباس بپوشم دیافراگم باز می کند و در نورپردازی، صورت مجری بی اندازه سفید و شبیه به گچ دیوار می شود. اگر لباس سفید بپوشم، در اتاق کنترل فنی دیافراگم را    می بندند و پوست صورت من هم تیره تر از آنچه هست، دیده خواهد شد. یعنی با واقعیت اختلاف دارد بنابراین ما باید در انتخاب رنگهایمان هم آزمایش کنیم و هم ببینیم طراح صحنه چه می گوید و قبل آن هم تست کنیم. بعد از چند وقت هر گوینده ای می فهمد چند دست لباس دارد که خوب جواب می دهند.

ضمن اینکه در خبر می دانیم که از سینه به بالا یا از این میز به بالا را نشان می دهند. یعنی قسمت پایین تنه یعنی از کمر به پایین در هیچ کدام از شبکه های خبری رسمی دنیا دیده    نمی شود.

در مورد خانمها لباسهایی را که انتخاب می کنند اصرار بر این است که حتماً پوشش مناسبی داشته باشند. حتماً در طراحی لباسشان باید یک طور فکر کنند که کشورهای دیگر گفتند اگر ما مسلمان شدیم ما را در این لباس می برند؟

البته مطلبی را لازم می دانم اینجا اضافه کنم که حضور در جامعه رسمیت می طلبد. حضور در کلاس دانشگاهی رسمیت والاتری می طلبد. حضور در یک سمینار و پشت تریبون به عنوان سخنران در جلسة سمینار نیز رسمیت والاتری را می طلبد؛ بنابراین باید نوع لباس مرد و زن را با یک تنوع و گوناگونی در خبر تعریف کنیم که زنان و مردان گویندة ما اجازه داشته باشند در تنوع و انتخاب گوناگونی نوع لباسشان، آن چارچوب را برای وقار خودشان و برای رسمیت بخشیدن به برنامه شان حفظ کنند.

مصطفی ملکی

خُب آقای سروش، زاویه بحث را کمی عوض و مبحث کلی تری را طرح کنیم لطفاً تفاوت مجری و گوینده خبر را بفرمایید.

محمد حسین سروش

گوینده شخصی است با ویژگی ها و استعدادهای ذاتی و اکتسابی که دورة آموزشی می بیند و ملزم است متنی را با پنج ویژگی بخواند. همان کاری که الان گوینده های ما می کنند یعنی کتابی نیست. دانشگاهی نیست. اولاً گوینده خبر باید متن را درک کند.

مهناز شیرازی: ما همیشه با این اصل موافق بودیم که در خبر نباید موضع گیری

کرد. ما فقط مطالب را درست می رسانیم. مردم خودشان باید موضع بگیرند.

      

اگر از صدر و ذیل خبری که می خواند آگاه نباشد، نمی تواند آن را مرتبط کند. اگر گوینده حس کند که خبر سفارش خودش و نگارش آن خبر برای خودش است، هم لذت بیشتری می برد و هم منتقل می کند.

دومین ویژگی که گوینده خبر باید رعایت کند این است که سرعت را حفظ کند. نه اینکه    تند بخواند. تندخوانی یعنی ایجاد اضطراب. خبری ملایم و نرم با میلیون ها مخاطب علاقه مند برای شنیدن این خبر داریم. گوینده با تندخواندن و هدر دادن واژه های کلیدی، مفهوم را مثله و تاراج می کند.

سومین ویژگی برجسته خوانی خبر است یعنی اینکه در هر متن خبری حداقل یک مفهوم یا بیشتر وجود دارد که از نظر بیننده مهم است. گاهی زلزله ای آمده است. عدد چند ریشتر است که باید برجسته باشد. کالابرگی برای دریافت فلان کالا اعلام شده است. شمارة کالابرگ باید برجسته خوانده شود.

نکته بعد نگاه دوم است. وقتی اتوکیو کار نمی کند، متن و دوربین و حرکت سر گوینده      می ماند. گوینده باید بلد باشد بدون اتوکیو متن بخواند. نگاهش را بین دوربین و متن تقسیم کند. گوینده مبرز که با مهارت نگاه دوم آشنا است در جملة هشت کلمه ای باید چهار کلمه را به دوربین نگاه کند و بگوید. درست مانند خواندن یک بیت از یک غزل.

آخرین ویژگی خواندن خبر این است که گوینده خبر باید حرف را در کلمه و کلمات را در جمله کامل ادا کند. کلمات را دچار ساییدگی نکند.

مجری خبر شخصیت دیگری است. مجری خبر کسی است که گوینده بوده است. دورة گویندگی را به پایان رسانده و به مهارت های ممتاز حضور در بخش خبری رسیده است. جایگاهی که خودش هست، متن هست، میهمان هست، گفتگوی تلفنی هست، ارتباط گزارشگر هست و به وسیله گوشی با اتاق فرمان ارتباط دارد. ما ضمن جام چهره به نیمرخ مجری خبر هم توجه می کنیم چون گاهی ممکن است نیمرخش به طرف میهمان برگردد. مجری خبر باید بتواند مصاحبة خبری را اداره کند. به بداهه گویی آشنا باشد. بداهه گویی یکی از ممتاز ترین ویژگیهای مجری خبر است. بداهه گویی یعنی پرورش مفهومی در یک لحظة غافلگیرکننده.

یکی دیگر از ویژگیهای مجری خبر اجتهاد خبری است. یعنی در لحظه ای که خبر می خواند، تشخیص بدهد خبری را نخواند یا بخواند. گاهی یک خبر هست و حس می کند این خبر خودش پیکرة خبر هست و کامل نیست. یک جمله قبل از آن خبر می گوید: «بینندگان عزیز همان طور که آگاهید همایشی در زمینة فلان در فلان روز در فلان مکان...» گفتن این جملات از وظایف مجری خبر است.

مصطفی ملکی

خانم شیرازی شما یک مدت مجری خبر هم بوده اید. علاوه بر مسائلی که مطرح شد،      مجری خبر چه ویژگی هایی دارد؟ لطفاً در مورد اجرای خبر از لحاظ ادای کلمات یا     استرس هایی که روی کلمات یا جملات باید وارد کنیم نیز توضیح دهید.

مهناز شیرازی

واقعاً کار اجرای برخی از همکاران ما خوب است. این بر اثر چه بوده است؟ بر اثر سالهای سال تکرار، تکرار و تکرار. این هنر را داشته است. این استعداد را داشته است اما امکان پرورش آن را هم داشته است. باید به آنها اطمینان و خودباوری در کار را بدهیم.

در خصوص قسمت دوم سؤال، گوینده باید علم به خبر داشته باشد. حتماً لازم نیست         من دبیرگوینده باشم ولی قبل از این که به استودیو بروم باید خبر به من داده شود تا آن را بخوانم و بدانم که این خبر چه لیدهایی دارد؟ چه چیزهایی را می خواهد منتقل کند؟ آکسون کجاها باید باشد؟ کجا صدا یک مقدار باید بالا و یک مقدار پایین بیاید؟

محمد حسین سروش

حق گوینده این است که یک ساعت زودتر خبر را در اختیارش بگذارند تا مرور کند. اما باز گوینده باید خودش را آماده کند و به این مهارت برسد که اگر در حین خواندن خبر، خبر دیگری دادند، بداند چکار کند.

مصطفی ملکی

در کنفرانسی سخنرانان معتقد بودند در خصوص ادای کلمات، برخی حروف الفبا هستند که ادانکردن آنها به مطلب لطمه وارد می کند. آنها می گفتند مجریان خبر و گویندگانشان در تلفظ «ذ» (TH) مشکل دارند. به عبارت دیگر یک سری حروف کلیدی داریم و یک سری حروفی هستند که اگر به آن دقت نشود، مشکلی در خبر خواندن ایجاد نمی کند. آقای دکتر عالمی نظر شما چیست؟

اکبر عالمی

در خبر همان طور که آقای سروش گفتند، نباید کلمات را قربانی کنیم. یعنی باید تلفظ کلمات را کامل ادا کنیم. اما در عین حال نباید اینقدر روی کلمات فشار بیاوریم که از آن طرف خیلی اغراق آمیز باشد. مثلاً در گفتار خبر ما نمی توانیم بگوییم «انظر بسیاری از کارشناسان» باید بگوییم «ازنظر بسیاری از کارشناسان». گوش باید این «ز» را بشنود. فونتیک یا آوا یا اصوات هر کلمه در فن بیان از ابتدایی ترین اصولی است که همه باید با شعور و درک خداداد از آن تبعیت کنند. این چیزی که من می گویم توضیح واضحات است. اما بعضی از وقتها مثلاً برای شنبه جایز است که تلفظ نون متمایل به میم بشود. شنبه را غلیظ نگوییم. یعنی بین نون و میم بماند. کمتر گوش را آزار می دهد و کمتر توجه و حواس یک آدم را پرت می کند که او با خودش فکر کند این گوینده زور می زند که مصنوعی حرف بزند. در زبان های دیگر هم این هست که بین مثلاً «ت» و «ف» یا بین صدای «ث» و «ت» تلفظ کنیم.

محمد حسین سروش

گوینده یا مجری باید بتواند همة حروف را ادا کند. اگر یک شکاف ظریف پشت لثه باشد، حروف سین و شین را هدر می دهد. اگر شکاف روی لب باشد، اندام گفتاری لطمه خورده است و نهایتاً نمی تواند حروف انسدادی و انفجاری را خوب ادا کند. کاملاً مشخص است که بسته شدن یکی از حفره های بینی در موقع سرماخوردگی چقدر به ادای درست و کامل و نافذ و گرم برخی از حروف در برخی از کلمات لطمه می زند.

برای آزمون افرادی که به گویندگی می آیند، ملزمشان می کنیم کلماتی را بگویند. اشعاری را بخوانند. مثلاً می خواهیم بگویند «شب است و شاهد و شمع و شراب و شیرینی» یا «گر تضرع کنی و گر زاری، دزد زر باز پس نخواهد داد.» ما با وادارکردن داوطلب برای ادای آن حروف و کلمات پی می بریم که اندام گفتاریشان چطور است. اگر ضعیف باشد، تمرین می دهیم. اگر ناقص باشد، باید به سراغ طبیب برود. تنظیم دهان و اندام گفتاری از وظایف کلاسهای فن بیان است.

گاهی هر کلمه ای را باید به گونه ای بگوییم مثلاً می توانیم کلمة درخت را به گونه ای بگوییم که دهانمان هر طرفی پرت شود. اما گوینده را ملزم می کنیم که هندسة دهانش شبیه کلمة گل باشد. در آموزشِ آواز سنتی هم اینچنین است. حروف از آغاز تا پایان باید در کلام و گفتار و بیان داوطلب و گوینده امتحان شود.

مصطفی ملکی

آقای دکتر عالمی، چه توصیه ای برای برون رفت از مشکلات موجود در گویندگی خبر دارید؟

اکبر عالمی

انتخاب. ما در یک شوره زار نمی توانیم چیزی بکاریم و منتظر باشیم محصول بدهد. بنابراین انتخاب اولیه خیلی مهم است برای اینکه این انتخاب باید 30 سال؛ بلکه 40 سال به عنوان سرمایه ای در عرصة هنر گویندگی در کشور دوام بیاورد.

آموزش چیزی است که ژاپن را به این منزلت رساند. از آموزش نباید غافل بشویم. آموزش باید مستمر باشد. حتی بازآموزی باشد. گوینده های باسابقة 10سال در یک کلاس باشند. گوینده های با سابقة 15سال در کلاسی دیگر باشند. اینقدر آموزش مهم است که ما با هر مقدار درآمد در اقتصاد خانة خودمان بخش اعظم آن را خرج بهداشت، آموزش و تغذیه      می کنیم. این سه تا هستند که پا به پای هم جامعه را سالم نگاه می دارند.

آموزش باید حالت تهاجمی نداشته باشد. حالت تحقیر نداشته باشد. آموزش باید به موازات افزایش اعتماد به نفس در نطفه شکل بگیرد.

 

مصطفی ملکی

آقای سروش، برای جمع بندی اگر توضیحاتی دارید بفرمایید.   

محمد حسین سروش

من فقط در قالب چند مثال مطالب خودم را دسته بندی می کنم. الان گوینده ای در بین گویندگان پخش خبر ما هست که در رفتار غیرکلامی اش اشتباه فاحش داشت. به وی گفتم که این مشکل را دارید. گفت ندارم. جلسة بعد گفتم از تستی که از ایشان می گیرم، فیلم بگیرید. به نقصش پی برد و گفت یعنی من 9 سال این ایراد را داشته ام و متوجه نبودم؟ کسی هم به من نگفته است؟

از این رو گروهی باید تشکیل شود که اینها را درست انتخاب کنند. معیارها توافق شود.      چه چیزهایی می خواهیم؟ چه معیارهای جهانی را نیاز داریم؟ بعد اینها که انتخاب شدند، آموزش داده شود. بعد از آموزش وقتی مشغول به کار شدند، تدریجی یعنی بدون نقص پایه جلوی دوربین بروند. نگوییم اگر آقا لکنت زبان دارد، برود جلوی دوربین درست می شود.  آقا کفش نیست که پا کنیم و بعد از چند روز جا بیافتد. در خطای اول سرمایة بخش خبری را از دست داده ایم. خلبان تا به کفایت کامل نرسیده است نباید 700 مسافر را سوار کند و برود. ارزیابی در حین کار بسیار مهم است. اگر ارزیابی نشود و اگر به همه ملاکها رسیدیم که این گویندة خوبی است، جلوی دوربین برود. باید رشد در کارش باشد. ارزیابی کمال می بخشد. ما گوینده داریم که باسابقه است. گوینده داریم که به تجربه زیاد مشهور است. گوینده نه مشهور و نه باسابقه؛ بلکه باید محبوب باشد. محبوبیت نقطة پایانی کار یک گوینده است. یعنی بتواند در دل و جان مخاطبش نفوذ کند.

مهناز شیرازی

وقتی در استودیو خبر می خواندم، سردبیر تا آخرین جملة خبر و خداحافظی من می ایستاد و اولین کاری که می کرد، تشکر بود. «خیلی ممنون، عالی بود، ارتباط تلفنی ات این طوری بود و... بعد اگر یک جایی ایراد داشتم می گفت «ولی خانم شیرازی آنجا اگر اینکار را می کردی بهتر نبود؟» واقعاً کارکردن با این سردبیر برای من افتخار و آموزش بود. اول می ایستادخوبی های کار من را می گفت و بعد با علم و تخصص می گفت اینجا را اشتباه کردی.