مباني اعتقادي و ملي

يكي ديگر از ويژگيهاي شخصيتي مباني اعتقادي و ملي داشتن است. بايد به چيزي معتقد باشيم . بدون هيچ چيز نمي شود بود كشورمان را دوست داشته باشيم، دينمان را دوشت داشته باشيم . اسلام را با جان و دل بپذيريم. مثلاً صبح تولد امام زمان گوينده وقتي درباره امام زمان سخن مي گويد نوعي لابه در لحنش باشد واقعاً حس كند كه در اين جشن تولد سهيم است نه انيكه صحنه سازي كند. بپرهيزيد از صحنه سازي كه از مهلك ترين اتفاقاتي كه در مراسم مذهبي سراغ گوينده ها ي صدا و سيما مي آيد حالت ريا است. افرادي كه حين اجرا يا گويندگي ريا كارند منفورترين مرم هستند. من دو سه گوينده را مي شناسم كه موقع اجرا در لحنشان ريا دارند. اينها منفور مردم هستند. برخي اوقات تشخيص ريا هم سخت است مثل حركت مورچه سياه در شب سياه روي سنگ سياه است. از لابه لاي حرفهاي گوينده معلوم مي شود كه خودش دين اسلام را مي پسندد يا نه ، عناصر فرهنگ كشورش را دوست دارد يا نه. مثلاً مجري براي اينكه رفتارش مورد پسند مخاطب قرار بگيرد ديوان حافظ دستش مي گيرد. مجرياني كه حافظ را عميقاً دوست دارند و ديوان حافظ را يكي از عناصر فرهنگي خودشان مي دانند اين كتاب را از آغاز تا پايان چه دوربين آنها را نشان دهد و چه نشان ندهد ديوان حافظ را با عزت در دست نگه مي دارند ولي مجرياني كه صحنه سازي مي كنند، حواسشان نيست. مثلاً ديوان را باز مي كنند، غزل را مي خوانند (گاهي اوقات هم غلط مي خوانند و تاراج مي كنند هرچه مي خوانند) بعد كه تمام شد مي گويند : خوب بينندگان عزيز مي‌پردازيم به اصل گفتار امروز و سخن خودمان را آغاز مي كنيم در حاليكه اين مجري حتي ديوان حافظ را با احترامي كه بايد در دست نگرفته است. حواسش نبود چه كرد. ولي برخي از مجريان روشن اول كه ديوان حافظ را با يك عزت خاص به دست مي گيرند و بعد باز مي كنند. دقت كنيد قاريان بزرگ قرآن حافظ قرآن هستند ولي قرآن را به احترام خود كتاب باز مي كنند و نگاه مي كنند. شايد آن سوره هم نباشد ولي اين كار ادب است. در حاليكه مي خوانند حظ مي برند و حظ مي رسانند، اما نگاهشان مودبانه به صفحات شريف قرآن است. آن فردي هم كه حافظ را مي خواند بايد بعد از خواندن با ادب كتاب را ببندد و با عزت و احترام نگه دارد و خيلي آرام سر جايش بگذارد . به اين ظرافت ها در رفتارتان، موقع خواندنتان و اجرا دقت كنيد. مردم مي فهمند. اين شعار دروني تان باشد كه مردم همه چيز را حتي از ميكرفون راديو و گيرنده‌هاي راديوشان مي فهمند. گوينده اي هستند كه بعد از پانزده، بيست سال گويندگي و اجرا مي روند و حتي يك نفر سراغ آنها را نمي گيرد. همين كه هيچ كس سراغ آنها را نمي گيرد چند پيام دارد :1ـ متوجه باشيد كه ممكن است انسانها يادتان نكنند پس براي خدا كار كنيد. 2ـ مي دانيد چرا يادتان نمي كنند؟ چون براي مردم هم كار نكرديد. دورو بوديد قبلاً گفتم براي خدا كار كنيد، براي مردم كار كنيد اگر اينچنين شد درهاي توفيق و محبوبيت، نه شهرت به روي شما باز مي شود. از شهرت منفور باشيد. محبوب شويد.

منبع وبلاگ استاد محمدحسین سروش