مصاحبه ای با رنه فلمینگ (III)  از بزرگان اجرا

مصاحبه ای با رنه فلمینگ (III)



چه حسی راجع به کار ضبط دارید؟ آیا اجرای زنده را ترجیح می دهید یا اجرا در استودیو را؟

تا چندی پیش من تنها اجرای زنده داشتم. شما روی صحنه می روید و باید تمام تلاش خود را بکنید و امیدوارید که نتیجه شرمگینانه نباشد! دو سال پیش در یک استودیو، لولو (Lulu) و ووزچ (Wozzeck) را به همراه لوین (Levine) اجرا و ضبط کردم که اخیرا تکثیر شده است و این اولین کار ضبط من از آثار موتسارت با ماکراس (Mackerras) بوده. بیشتر آثار اپرایي برای ضبط من تا حدی غیر معمول بودند و با صدای خيلي زیر...

مثل میتریدیت (Mitridate)، لوچیو چیلا (Lucio Silla)...

بله آهنا نیز زیر بودند اما نه آنقدر زیاد، مثل کونستانز (Konstanze) و موسیقی پیش از آن.

چیزی که اخیرا مرا بسیار آزار می دهد آن است که بسیاری از خوانندگان سعی در واضح خواندن نمی کنند، دلیل آن را چه می دانید؟

من تحصیلات بسیار خوبی داشته ام. در فرانکفورت برای یکسال آموزش دیدم و یکی از فوق العاده ترین روشهای آنجا، رفتن به اپرا به همراه کلاس سه شب در هفته بود و من توانستم سلیقه خودم را بر پایه این تجربیات گسترش و شکل دهم. تا پیش از آن، اپراهای زيادي ندیده بودم. چیزی که به آن رسیدم آن بود که صدای زیبا حتی اگر تولید و ضبط آن بسیار خوب و حرفه ای انجام شود اما خود صدا هیچ احساس و بیانی نداشته باشد و متن آن بدون معنا باشد، برای من بعد از ده یا پانزده دقیقه بسیار خسته کننده خواهد بود. من همیشه نظر دیگران را درباره کارم جویا می شوم حتی اگر در این حرفه نباشند.

در فرانسه متوجه شده ام که آنها بیشتر از آنکه به تلفظ درست کلمات اهمیت دهند، برایشان مهم است که متوجه شوند خواننده چه می خواند. تنها مربیانی که با آنان کار کرده ام مربیانی بودند که سبک بیان را آموزش می دادند زیرا به بیان درست و کامل متن بسیار اعتقاد دارم. صدای زیر به مراتب وضوح کمتری دارد و دنبال کردن متن سخت تر است. صدای بم معمولا بخشهایی را که می تواند تنها صحبت کند را نیز می خواند اما صدای زیر نمی تواند. وقتی در حالت زیر می خوانم سعی می کنم تا واضح شنیده شود اما در حقیقت غیر ممکن است، بسیاری از نقشهای مارخوریت با صدای خیلی بم است.

آیا قطعاتی که در آینده خواهید خواند متفاوت خواهند شد؟ برنامه هایتان چیست؟ آیا بعضی از نقشها را برای همیشه ترک خواهید کرد؟

در پنج سال آینده قطعات فرانسوی را اجرا خواهم کرد که بسیار علاقه دارم: تایز (Thais)، مانون (Manon)، لوئیز (Louise)...

نقش لوئیز را کجا اجرا خواهید کرد؟

در سن فرنسیسکو. امیدوارم آن را در جاهای دیگر نیز اجرا کنیم. میدانم که این قطعه آنچنان محبوبیتی در اینجا ندارد اما زمان زیادی نیز از اجرای آن در اینجا گذشته که من امیدوارم در ده سال آینده دیگر بار اپرای فرانسوی در اینجا کار و اجرا شود و چون زیاد این اتفاق نمی افتد امیدوار خواهیم بود که حداقل خوب اجرا شود.

درباره بعضی از تولیدات جدید و مدرن چه نظری دارید؟

از سال 1984 تا 1985 در فرانکفورت تحصیل کردم زمانی که گیلن (Gielen) در آنجا بود. من هر نوع تولیدی را در آنجا دیدم که این نیز خود بخشی از آموزش من بود. من آنهایی که بامعنا بودند را بسیار دوست داشتم، ریشه دار بودند و صدا تمام حس متن را بیرون می داد. بعضی از این خوانندگان همانند کسی بودند که شب قبل خواب وحشتناکی دیده اند و تصمیم گرفته اند آن حس را با خود بر روی سن ببرند! این نوع کارها برایم کسالت آور بود و توجه مرا بر نمی انگیخت.

نظر شما راجع به نوع تولیدات در منظره باغ (Garden Scene) درفاووست اثر لاولی (Lavelli's Faust) چیست؟

می دانم که بسیاری از آن متنفرند اما به نظر من تولیدات آن خوب و جالب است، با آنکه 23 سال از عمر آن می گذرد اما همچنان قابلت تولیدات جدید را دارد. فکر می کنم حتی خود لاولی در طول این سالها دیگر زنده نبود. او تنها در اواسط حرفه خود بود که شروع به انجام این کار کرد. زمانی که برای اولین بار در طول تمرین حاضر شد، مردی بسیار جوان بود که من از دیدن او شگفت زده شدم، او می بایست از سن بسیار پایین به انجام این حرفه آغاز کرده باشد. از آن اجرا در کنار او و دیگر افراد بسیار لذت بردم. من به مدت یک هفته تمرین کرده بودم زیرا نقش دُن جیووانی را می خواندم و توانستم در فاوست تمرین کنم. در نهایت این اپرا را در شیکاگو اجرا کردم.

رنه فلمینگ
رنه فلمینگ

میزگرد گویندگی در خبر

میزگرد گویندگی در خبر

ادامه نوشته

در میان جمع متمایز ظاهر شوید.

در میان جمع متمایز ظاهر شوید.

تعداد کمی هستند که می توانند توجه اطرافیان را به خود جلب کنند؛ متمایز بودن در جمع یک معنا را در بر دارد: "همه شما را تحسین می کنند."

ادامه نوشته

مصاحبه با الهام صفوی زاده

شرح این مطلب

عکس : این مجری تلویزیون رو می شناسید ؟ [ January 15, 2008 ]

معتقد است اگر مجري تامين شود قانون حاكم كه فقط بايد در يكي از شبكه‌ها اجرا كند را مخل ندانسته و جذب گويندگان جوان را مرهون اين قانون مي‌داند
حتما اين ضرب‌المثل «پسر كو ندارد نشان از پدر» را شنيده‌ايد... حالا دختر كو ندارد نشان از مادر را هم به جمع ضرب‌المثل‌ها اضافه كنيد تا يك مصداق عيني آن را به شما معرفي كنيم.
مهين تاج‌نيا استاد خبرخواني ساعت 14 تهران را كه حتما مي‌شناسيد صداي او سال‌هاست همراه ماست، دخترش الهام هم عليرغم رشته تحصيلي‌اش شايد ناخواسته و البته مطابق ميل اطرافيان به سمت گويندگي و اجرا كشانده شد و انصافا حق دختري را به خوبي ادا كرده، او امروز مجري قابل اعتماد اكثر كارگردانان و تهيه‌كنندگان تلويزيون و برنامه‌ساز هوشمند راديو است.



m-194-2-41.jpg

در چهارم تيرماه سال 1349 در شهر اصفهان به دنيا آمد، در رشته اقتصاد نظري تحصيل كرد. حضور در خانواده فرهنگي راه و انتخاب را برايش آسان مي‌كرد.
او راهي را رفت كه مادر و مادربزرگش پيش از او طي كرده بودند... گويندگي.
صداي ديدني و شنيدني مادرش «مهين تاج‌نيا» را سال‌هاست از راديو سراسري ساعت 14 مي‌شنويم.
خود او معتقد است آمدنش به اين حرفه فقط يك اتفاق بود و هيچگاه تصور نمي‌كرد كه علاقه‌مند باشد تا آخر عمر اين كار را دنبال كند. براي او فعاليت‌هاي پشت دوربين شيرين‌تر از گويندگي بوده اما مثل اين‌كه بدجور نمك‌گير شده...
از مادر و همسرش به عنوان مشوقين اصلي البته بعد از پدرش نام مي‌برد.
با اين‌كه در بازي‌هاي دوران كودكي معمولا اجراي مادر و نوع خبر خواندنش را تقليد مي‌كرد، اما كار در صدا و سيما را با تحقيق و برنامه‌سازي مرتبط با رشته‌اش (اقتصاد) آغاز نمود و تقريبا فكر گويندگي را هم نمي‌كرد، هر چند خيلي‌ها اعتقاد داشتند دختر تاج‌نيا اخبارگوي قهار و مقتدر راديو بايد به مثال مادرش، گويندگي كند.
او عاشق راديو است و اجرا در راديو را به دليل آزادي و راحتي و نبودن تصوير كه باعث دست و پاگير شدن گويندگان مي‌شود را جذاب‌تر مي‌داند: «ارتباط فقط با كلام.» براي همين است همچنان برنامه‌سازي در راديو را ادامه مي‌دهد.
بيشتر از آنكه تلويزيون نگاه كند، راديو گوش مي‌كند.
همواره برنامه‌هايش را با شادي و نشاط خاصي اجرا مي‌كند، داشتن چادر هيچگاه برايش دست و پاگير نبوده و مي‌گويد: «براي اين نوع پوشش ارزش خاصي قائل هستم.»
خيلي راحت و شايد بي‌واسطه با مخاطب ارتباط برقرار مي‌كند و همين صداقت و سادگي باعث گيرايي كلامش شده.
عجله فراوان و كم‌طاقتي را نقطه ضعف خود مي‌داند.
از دروغ و قول‌هاي بي‌اساس و پايه به عنوان چيزي نام مي‌برد كه از آن بيزار است.
فيلم سينمايي «بودن يا نبودن» از كيانوش عياري تجربه بازيگري اوست كه البته آخر كار فقط از وي تشكر كردند!
حاصل ازدواجش يك فرزند دختر است به نام كيانا.
ورود كيانا به عرصه اجرا را منوط به انتخاب خودش مي‌گذارد.
پيشترها به دليل نوع پوششي كه داشت اكثرا برنامه‌هاي مذهبي و مناسبتي را به او مي‌سپردند اما ذاتا مجري بانشاطي است كه علاقه به اجراي پرهيجان دارد. مثل مادرش كه شايد روحيه خشك و جدي نداشته باشد اما اخبار سياسي را با جديت هر چه تمام‌تر روايت مي‌كند.
او بازخوردهاي همكاران و مردم و علاقه بچگي را دال بر ماندن در اين حرفه مي‌داند.
معتقد است اگر مجري تامين شود قانون حاكم كه فقط بايد در يكي از شبكه‌ها اجرا كند را مخل ندانسته و جذب گويندگان جوان را مرهون اين قانون مي‌داند.
او تا زماني در اين حرفه مي‌ماند كه اثرگذار بوده و حرف تازه‌اي براي گفتن داشته باشد.
فعاليت در راديو را با حضور در راديو صداي آشنا دنبال مي‌كند.
غير از برنامه روزانه تصوير زندگي، در شبكه برون مرزي جام‌جم برنامه خانه ما را نيز اجرا مي‌كند.
نامش الهام صفوي‌زاده است. فرزند دوم (آخر) مهين تاج‌نيا.


تهیه و تنظیم :پایگاه اینترنتی پرشین وی

گزارش تلوزیونی

خبرنگاران پیش از پوشش هر رویداد به چهار پرسش بایستی پاسخ دهند که: 1- ایا رویداد ارزش خبری دارد ؟ 2- به چه اطلاعاتی در باره ان نیاز داریم ؟ 3- چه بخشی از ان به زندگی مخاطب ارتباط دارد ؟ 4- چه نکته جالب توجه و منحصر به فردی در ان وجود دارد؟ به دیگر سخن رویدادی می تواند خبر محسوب شود که جالب توجه باشد یا با زندگی بیننده مرتبط باشد. در غیر این صورت یک واقعیت است نه خبر. اما اگر پاسخ پرسش نخست " اری " باشد بایستی برای یافتن یک دوجین اطلاعات دیگر هم دست به کار شد که عبارتند از : 1-اطلاعات جدید (FACTS) 2-نقل قولهای طلایی "کوتاه اما شفاف "(QUOTES GOLDEN) 3-رنگ و جزییات "بیان مشاهداتی که مخاطب را بصورت مستقیم به صحنه رویداد ببرد(COLOR) 4- پیشینه " بیان تاریخچه که به فهم بهترمخاطب کمک کند" (BACK GROUND) برای ندوین گزارشهای خبری که معمولا به دو شکل " میدانی " و " تحلیلی " تقسیم بندی می شود بایستی پس از پاسخ دادن به پرسشهای 4 گانه نخست به تلاش برای بلوک بندی مناسب در قالب اصول چهارگانه دوم همت کرد. حوزه خبر سیمای جمهوری اسلامی ایران هر ساله برای پوشش ایین های ویزه سالگرد رحلت بنیانگذار جمهوری اسلامی در قالب گزارش های " میدانی " فعالانه می کوشید. گزارش های تحلیلی مبتنی بر شاخص خبر تلویزیونی یعنی " تصویری بودن " البته به قدر کفایت نبود. .... امسال اما با بهره گیری از تصویرهای مستند دهه نخست انقلاب اسلامی به فراز و فرود رخدادها با محوریت امام خمینی پرداخته شد. گزارش تحلیلی ( سیره عملی امام روح الله )چنان هنرمندانه به تصویر کشیده شده بود که حتی نشنیدن نریشن هم انتقال مفاهیم را به مخاطب دچار خدشه نمی کرد. گزارش تلویزیونی یعنی ترکیبی از هنر زیبایی شناسی تصویری – دانش برقراری ارتباط با مخاطب و فن بهره گیری از تجهیزات فناوری نوین انتقال پیام که هر سه ضلع این مثلث برای ساخت گزارش حرفه یی لازم است. بی تردید مدیریت حرفه یی همکار عزیزم استاد بوالی رییس واحد مرکزی خبر و تلاش دوست اندیشه ورزم خبرنگار شریفی در ساخت سلسله گزارش های مستند شایسته قدردانی است. و تا فراموش نکرده ام بگویم که شاید برگزاری نشستی برای قدردانی از کوشش یاران خبری (سیره عملی امام روح الله)همانند انچه برای سریال سازان صورت می گیرد هم می تواند موجب تقویت انگیزه برای پویایی بیشتر در حوزه خبر تلویزیونی باشد!!!.

دانلود کلیپ موبایل

سلام دوستان یکی از سرگرمی های من جمع کردن کلیپ های جالب موبایل است از این به بعد با کمک سایت پرشین گیگ اونها رو برای دانلود در وبلاگم می گذارم

ضمنا هر کس نیاز به دعوتنامه پرشین گیگ دارد در قسمت نظرات ایمیل و درخواست خود رابگذارد تا ظرف ۲۴ ساعت به ایمیلش ارسال کنم  امیدوام از دیدن این کلیپ ها لذت ببرید

کودک و نوحه  دانلود 

 

زن ذلیل        دانلود 

ویژه گی های یک مجری خوب

شناخت از مردم، هوشمندی، قدرت تجسم، قریحه طنز، درک و پردازش مسائل فرهنگی اجتماعی، توانایی کار گروهی و شفقت و همدردی با مردم، صدای خوب و داشتن یک چهره مناسب‌‌ مؤلفه‌های قطعی یک مجری را شکل می‌دهند. اما چند درصد مجریان حال حاضر تلویزیون این ویژگی ها را دارند؟! تنها هشت درصد.
ادامه نوشته

خاطره‌ای ازمصاحبه‌های ایده‌ئولوژی اسلامی

خاطره‌ای ازمصاحبه‌های ایده‌ئولوژی اسلامی

نیما طاهری

 

در هنگامه‌ی جنگ ایران و عراق و بمباران هر روزه‌ی شرکت نفت کرمانشاه بود، که شرکت یاد شده در بهمن ماه سال64 طی اطلاعیه‌ای مژده‌ی استخدام چند کارمند را به اطلاع عموم مردم شهید پرور رساند. یکی از دوستان گرمابه و گلستان من هم تصمیم کبرای خود را گرفت تا بخت خود را برای  استخدام در شرکت مزبور امتحان کند. بنابر این شال و کلاه کرد و نام خود را در لیست دواطلبان استخدام به ثبت رساند. به طول و عرض ایشان رسانده بودند که باید سه شنبه‌ی آینده جهت مصاحبه‌ی ایده‌ئولوژی اسلامی به خدمت برادران گزینش برسد. یک هفته فرصت داشت تا کتاب سه هزار تست ایده‌ئولوژی اسلامی را که آن زمان داشتن و خواندن آن از نان شب هم واجب تر بود به کله اش فرو کند. تا چشم به هم گذشت یک هفته به سر آمد. دوان دوان خود را به برداران منتظر رساند و  لنگان لنگان به محله برگشت. نتیجه ی مصاحبه خود پیدا بود از زیر و روی او.

گفتم: چی شد تِر زدی رفت پی کارش؟ 

گفت: نمک روی زخمم نپاش، کاش تِر زده بودم، تِراندنم.

گفتم: یعنی چی؟

گفت: یه مشت سوال کردند که هر کدامش یه نکته‌ی انحرافی داشت، من هم درست و حسابی منحرف شدم.

گفتم: مثلن چی پرسیدند؟

گفت: پرسید تا حالا نمار میت خاندی؟ من هم گفتم بله برادر بر هر مسلمانی واجب است که نماز میت بخاند، من هم تا حالا سه بار خاندم. بعد پرسید: خوب اگه در حین سجده‌ی نماز میت از دماغ ‌ات خون بیاد نمازات باطل است یا صحیح؟ من هم گفتم : یا باطل! گفت: که باطل است! گفتم: آخه برادر خون جز نجاسات است. گفت: می‌دانم که خون از نجاسات است ولی نماز میت که اصلن سجده نداره. گفتم اگه نداره پس چرا شما می‌پرسید؟ گفت: این نکته ی انحرافی سوال است.

گفتم: همه ی سوال‌هاش اینجوری بود؟

گفت: نه یک سری سوال بدون نکته‌ی انحرافی هم داشت که من با نکته‌ی انحرافی جواب دادم.

گفتم: یعنی چی؟

گفت: اول پرسید شما نهج البلاغه می‌خوانید یا نه؟ من هم گفتم: یا می‌خانم. بعد گفت: یکی از احادیث نهج البلاغه را که حفظی بخان. گفتم: برادر من ترجمه ی فارسی اش را خاندم، عربی بلد نیستم. گفت: اشکال نداره فارسی اش را بگو. من هم گفتم: از علی آموز اخلاص عمل! گفت: این که شعر است. با چهره‌ای حق بجانب گفتم: بله می‌دانم برادر ولی بد نیست بدانید که حضرت علی شعر هم می‌گفته. گفت: مرتیکه این شعر شهریار است نه حضرت علی.  بعد پرسید بگو ببینم جز خانواده‌ی شهدا هستی یا نه؟ من هم گفتم: والله برادر آن وقت که پدر من فوت کرد از اینجور بحث‌ها نبود. ولی ناگفته نماند که یک راکت عراقی خورده به قبرش، نمی‌دانم موثر است یا نه؟ با عصبانیت گفت: مرتیکه‌ی عوضی  شهدا را مسخره می‌کنی! برو بیرون. اینجا بود که دیگه از لحن‌اش فهمیدم کارم تمام است و رد شدم.

کتابخانه دیجیتال

آموزش تصویری نرم افزار فتوشاپ دانلود

کتاب تاریخ دانلود

کتاب جامع آموزش تری دی مکس   دانلود

خود آموز زبان ایتالیایی  دانلود

 

استاد شهيد آيت الله مطهري

با بزرگترین معلم تاریخ ایران بیشتر آشنا شویم

استاد شهيد آيت الله مطهري در 13 بهمن 1298 هجري شمسي در فريمان واقع در 75 کيلومتري شهر مقدس مشهد در يک خانواده اصيل روحاني چشم به جهان مي گشايد. پس از طي دوران طفوليت به مکتبخانه رفته و به فراگيري دروس ابتدايي


مي پردازد. در سن دوازده سالگي به حوزه علميه مشهد عزيمت نموده و به تحصيل مقدمات علوم اسلامي اشتغال مي ورزد. در سال 1316 عليرغم مبارزه شديد رضاخان با روحانيت و عليرغم مخالفت دوستان و نزديکان، براي تکميل تحصيلات خود عازم حوزه علميه قم مي شود در حالي که به تازگي موسس گرانقدر آن آيت الله العظمي حاج شيخ عبدالکريم حائري يزدي ديده از جهان فروبسته و رياست حوزه را سه تن از مدرسان بزرگ آن آيات عظام سيد محمد حجت، سيد صدرالدين صدر و سيد محمد تقي خوانساري به عهد گرفته اند
ادامه نوشته

فهرست کامل بهترین و زیباترین نام های ایرانی همراه با معنی آنها (پسر ها)

 
اسامی نامهای پسران

الف
آبادان : خرم و باصفا
آبتين : نام پدر فريدون پادشاه پيشدادي
آبدوس : نام يكي از درباريان اردوان سوم اشكاني
آبستا : اوستا
آتروپات : نام والي آتروپاتن(آذرآبادگان)
آترين : نام پسر اوپدرم در زمان داريوش بزرگ
آتش : فروغ و روشنايي
آخشيج : نماد، عنصر
آدُر : آذر، آتش
آدُرباد : نام موبد موبدان دوران شاپور
آذر بُرزين : نام موبدي بوده
آذر بُرزين : نام موبدي بوده
آذرآيين : نام پسر آذرساسان
آذرافروز : نام پسر مهرنوش پسر اسفنديار
آذرباد : نام موبد موبدان روزگار شاپور دوم
آذربُد : نام پسر هومت كه نوشتن نامه دينكرد را به انجام رساند
آذربود : موبدي در زمان يزدگرد
آذرپَژوه : پسر آذرآيين پسر گستهم نويسنده كتاب گلستان دانش
آذرپناه : نام يكي از ساتراپ آذرآبادگان
آذرخش : صاعقه، برق
آذرفر : در اوستا به دارنده فرآذر
آذركيوان : از موبدان بزرگ شيراز در روزگار حافظ
آذرمهر : نام موبدي است در زمان كواد
آذرنوش : در اوستا به دوست‌دار فرهنگ
آذين : زيور، نام فرمانده لشكر بابك خرمدين
آراستي : نام عموي اشوزرتشت و پدر ميديوماه
آرتميس : نام فرمانده نيروي دريايي خشايارشاه
آرتين : نام هفتمين پادشاه ماد
آرش : پهلوان و يكي از بهترين تيراندازان ايراني
آرمان : آرزو، خواسته
آرمين : آرامش، آسودگي
آريا : اصيل و آزاد ، فرمانده ارتش ايران در روزگار كورش
آريامن : نام فرمانده ناوگان خشايار شاه
آريامنش : نام پسر داريوش
آريامهر : دارنده مهر ايران
آرتاباز: از نامهاي برگزيده

ادامه نوشته

فهرست کامل بهترین و زیباترین نام های ایرانی همراه با معنی آنها (دختران)

اسامی نامهای دختران
الف
آباندخت : نام زن داريوش سوم
آبگينه : شيشه، بلور
آپامه : خوشرنگ و آب . دختر اردشير دوم هخامنشي
آتري : آذر
آتشگون : سرخ فام، سرخ رنگ
آتوسا : نام دختر كورش ، زن داريوش
آدخت : خجسته و نيكو
آذر : آتش، فروغ، روشنايي
آذربانو : بانوي آتش گون
آذرچهر : همانند روشنايي
ادامه نوشته

مهران دوستی

مهران دوستی آدم فوق العاده صریحی است. از همان سال 60 که شال و کلاه کرده و

آمریکا را به قصد بازگشت به وطن ترک کرده است. یک راست به رادیو آمده و گویندگی شده حرفه اش.

نمک رادیو ما را پابند کرده...!!!

ادامه نوشته

مهارت‌های اجرا» - «گزارش»

مهارت‌های

«اجرا» - «گزارش»

«گویندگی خبر» - «مصاحبه»

در برنامه‌های صدا و سیما

ادامه نوشته

اصول نگارش خبر

 اصول نگارش خبر

نویسندة چیره دست خبر، نویسنده ای است که بتواند از هر رویدادی      ( Event) حداقل یک خبر (News )  بسازد.

خیلی از افراد رویدادها را می بینند و عادی می گذرند چه آن رویداد مهم باشد چه نباشد اما برای خبرنویس، رویدادهای کوچک و بزرگ و دور و نزدیک، خیلی سریع با پسند و علاقه مردم، با منابع و مصالح جامعه سنجیده می شود. اگر در یک رویداد ردپایی از توجه و علاقه و منابع مردم نهفته باشد، آن رویداد یک خبر می شود و مخاطب سازی می کند.

داشتن نگاه و شّم خبری یعنی اینکه نویسندة خبر در نوشتن خبر بیاموزد که باید نگاهش به هر چیزی در دور و نزدیک، نگاهی خبری باشد و مهارت خلق خبر و کشف خبر را از حادثه ای به ظاهر عادی و روزمره کسب کند. ریزش باران یک رویداد طبیعی و شاید در منطقه یا مناطقی عادی باشد. همین رویداد عادی برای یک نویسنده خبر کانون تهیه و به دست دادن خبر است.

رشد و رونق کشاورزی، شادی کشاورزان، ذخیره سازی آب در پشت سدها و امنیت و آرامش مردم در مصرف آب، فراوانی محصول است و نیز خطر سیل و آسیب های ناشی از ریزش باران، همه عواملی است که به نگاه یک خبر نویس هوشمند عمق و معنایی خاص می بخشد.

مهارت دیگری که باید در نوشتن خبر به آن توجه داشت و نویسنده خبر در کسب آن باید دقت و وقت صرف کند، استقلال فردی در انتخاب و خلق موضوع خبر است.

نویسندگان موفق خبر ترجیع می دهند که ابتدا خودشان در کشف و دستیابی خبر پیشقدم باشند.

به همین دلیل است که وقتی زندگی خبری یک نویسنده ممتاز خبری را مانند پیتر کلارک (Peter Clark ) برسی می کنیم، متوجه می شویم که او در همه حالات فعالیت خود یا استقلال و نگاه فردی داشته و یا در کنار سردبیری شایسته و کارآزموده قرار داشته است.

اینگونه افراد از قرار گرفتن در کنار سردبیری ضعیف دوری می کنند. بنابراین مستقل بودن و با سردبیری آگاه همکار بودن شعار یک نویسنده خوب خبراست.

در نویسندگی خبر نکته ای که خبر را محتوا و عمق و جذابیت می بخشد، نوع کاری است که نویسنده در تهیه خبر پیش می گیرد. او تلاش می کند درباره خبر اطلاعات وسیع جمع آوری کند اما اطلاعات او کاملا کیفی است نه کمّی.

در حاشیه هر رویدادی نکاتی وجود دارد که فقط نگاه ظریف و تیزبین نویسندة خبر آنها را        می یابد و به رویداد مرتبط می سازد و از رویداد یک بستة خبری به دست می دهد. اطلاعات کمی و ملال آور خبر را جذاب و پر محتوا و مخاطب پسند نمی کند. اگر چه خبر عنصری عینی است اما لازمة آن کیفیت در پرداخت اطلاعات است.

نویسندگی در رسانه های خبری امروز، اطلاعیه نویسی و نگارش بیانیه نیست. خبر مقوله ای کیفی است. کیفی بودن اطلاعات در پرداخت و نگارش خبر، از عینیت آن نمی کاهد؛ بلکه موجب علاقه مندی بیشتر مخاطب به آن می شود.

راز افزایش مخاطبان بحث های خبری در رسانه های بزرگ کیفیت دادن به نگارش خبر است و این مهارت برای نویسندة خبر به دست نمی آید مگر اینکه او هنگامی که به جمع آوری اطلاعات دربارة رویدادی اقدام می کند به اصل کیفیت اطلاعات (Quality Of  Information) توجه داشته باشد.

در نوشتن خبر، لیدنویسی اصلی است که نویسنده برای نگارش و تنظیم آن بسیار وقت صرف می کند و مرارت می کشد.

او می داند که لید کلید ورود به منبع علاقة مخاطب است. لید ابزار دعوت مخاطب و  بی اختیار ساختن اوست. نویسندگان بزرگ خبری اعتراف می کنند که با همه تجربه ای که دارند گاهی در نگارش یک لید ده ها بار آن را خط می زنند و دوباره می نویسند و سرانجام به بهترین جمله و عبارت می رسند.

لیدنویسی شاخص شناسی عیار نویسندگی یک خبرنویسی است.

نکته دیگر در خبرنویسی این است که نویسندة خبر باید کاملاً خودش با کلمات، عبارات و جملات عجین شود، آنها را درک کند و دریابد و مفهوم مورد نظر خود را به طور شفاف در آنها بیابد. گاهی مفهوم در بین کلمات گُم است. مفهوم باید در ظرف بهترین کلمات و  مناسب ترین و ساده ترین واژه ها قرار گیرد. نویسندگان بزرگ خبر معتقدند که با کلمات و جملات نوشتة خود زندگی می کنند. با آنها هم احساسند. حتی در خواب هم همراه آنهاست و در هر لحظه دنبال اطلاعات جدیدی برای باروری مفهوم خبری خود هستند و این روحیه ی تحسین برانگیزی است و با روحیه ی نوشتن خبر به صورت رفع تکلیف متفاوت است.

نویسنده ی خبر متن خود را بلند می خواند و به گوش خودش بیشتر از چشم اعتماد دارد.

باید متن را خواند. باید صدای کلمات را شنید. گاهی کلمه ای از چشم و نظر به غفلت

نویسنده ی خبر متن خود را بلند می خو اند و به گو ش خو دش بیشتر از چشم اعتماد دارد. گاهی     کلمه ای از چشم و  نظر به غفلت و عادی می گذرد در حالی که آن کلمه را گوش نمی پسندد و شاید  تأ ثیر بدی داشته باشد.

عادی می گذرد در حالی که آن کلمه را گوش نمی پسندد و شاید تأثیر بدی داشته باشد.

نویسندة خبر باید صدای نوشته را اول خودش بشنود.

نگارش خبر باید به گونه ای تنظیم شود که از خشکی نگارش دور بماند و در حالی که مطالب کاملاً مستند، آماری و عینی هستند باید مبتنی بر علایق و ذوق درونی مخاطب باشد.

نویسندة خبری در حالی که خبر را می نویسد که مطالب و کلمات و جملات سفارش خود اوست پس باید از نگارش آنها رضایت داشته باشد.

یکی دیگر از ویژگی های برجستة نویسندة خبر علاقه مندی بیش از حد او به کلمات است. همیشه به دنبال آموختن واژگان نو و اسم های تازه و نام های جدید است. نویسندة خوب  دائم در حال مطالعه است.Good  writers  are  Lifelong  Readers) ) واژه و کلمه و نظر عقیده جمع می کند. او می داند که با کلمات جدید اسم های نو و فکر تازه می تواند نوآوری کند و سبک بیافریند.

در طراحی و انتخاب کلمات یک جمله ای خبری باید توجه داشت که برای هر واژه نوعی جذابیت و استقلال قایل شد. به گونه ای که هر چه مخاطب به کلمات پایانی جملات یک بند خبری نزدیک می شود، علاقه ی او به شنیدن آن خبر بیشتر شود. گاهی کل یک مفهوم خبری در چند کلمة اول ادا می شود و کلمات و جملات بعدی جذابیت و هیجان ندارند.  باید تا آخرین کلمه شوق مخاطب را در شنیدن حفظ کرد. یادمان باشد که «رغبت» و «هوشیاری» مخاطب از اساسی ترین سرمایه های بخش خبری است.

دقت در دخالت ندادن احساسات و هیجان از هر نوع آن، اصل بسیار مؤکّد در نگارش خبر است.

خبر نماد تعادل و بی طرفی است و عینیت گوهر خبر تلقی می شود.

اگر در نگارش خبر احساسات و هیجان و شائبه ای از جانبداری حس شود، به این ویژگی ها یعنی «تعادل» و«عینیت» لطمه می خورد.

اعتبار هر بخش خبری به تعادل نگارش خبر و میزان عینی بودن مطالب و گزارش های آن است.

از این روست که در نوشتن خبر غیر از مواردی نادر نباید از صفات استفاده کرد. استفاده از صفت برای اسم ها نشان از جانبداری است.

مردم باید با شنیدن صدای گویندة خبر، خیلی سریع دریابند که او ((صدای تعادل)) است.

البته در موارد و نمونه های استثنایی، مثلا موقعیت های جنگی برمی تابد که جمله ای با یکی دو صفت همراه باشد. اگر زمانی کشور در جنگ و در حال دفاع باشد، کاربرد ترکیب های وصفی «عقابان تیزپرواز» یا «رزمندگان سلحشور» ضرورت موقعیت و اوضاع آن زمان است. در غیر این صورت کاربرد صفت نابجاست.

از سؤال های مهم در نگارش و تنظیم خبر، کوتاه و بلند بودن جملات خبر است. آیا جملة خبری باید کوتاه باشد یا بلند؟ چند کلمه باشد؟ در روزنامه تعداد این کلمات تا چه حدی است؟ در رادیو چگونه است؟ در تلویزیون و همراهی تصویر باید چه تعداد باشد؟

البته جمله ی کوتاه که مخل درک مخاطب نباشد خوب است اما مهم تر، شفاف بودن و بازبودن جمله است. امروز اصل شفاف بودن است. (Clarity)

جمله ی شفات به معنای جمله ای باز است. (Open  Sentence)

جملة باز در خبر چیست؟ جمله ای که مخاطب در درک و قبول آن دچار تأخیر، تردید،ا بهام، پیچیدگی نشود و احساس فریب نکند.

هر بند خبری کانونی دارد که اصل مفهوم در آن است. جملات باید مانند مسیری روشن و شفاف مخاطب را به قلب متن خبری هدایت کنند. علایم و نشانه ها هم کلمات مناسبی هستند که انتخاب می شوند. با شنیدن جملات یک بند خبری باید احساس کرد که نویسنده خبر در هر لحظه برای هدایت به اصل مفهوم خبر همراه اوست.

جمله ی باز یا شفاف، جمله ای است که عنصر اصلی خبری در تمام سنجش های جمله برجسته باشد. گاهی یک بند دو سه جمله ایِ بیست سی کلمه ای را از رادیو یا تلویزیون      می شنویم. گویا در یکی دو کلمة اول اصلی ترین عنصر خبری آن بند گفته شده است. اگر مخاطب آن یکی دو کلمه را نشنیده و از دست داده باشد، نباید بقیه کلمات و جملات برای او مبهم و بی اثر باشند. نویسندة خبر باید عنصر و مفهوم اصلی خبر را در کانون خبر و در جای اصلی توجه مخاطب قرار دهد.

گاهی گویندة خبر، خبری را می خواند که مخاطب چند کلمه ی اول آن را نشنیده است. گرچه تلاش می کند که خبر را درک کند ولی نمی تواند زیرا نویسنده مفهوم باز بودن جمله و شفاف بودن آن را در نیافته است. نمی داند تکلیف چنین مخاطبی چیست. نمی داند که نباید اصل خبر را در دو سه کلمه اول گنجاند و بقیه کلمات و جملات را به طور ضعیف به آن چسباند.

اصل دیگر در نگارش خبر انتخاب کلمات و واژگان آشنا است. کلمات و واژگان بزرگ ما را در رسیدن به افکار بلند کمک می کند اما اگر خواستیم فکر بلند را به دیگران برسانیم باید یادمان باشد که این وظیفه را واژگان کوتاه، ساده و آشنا به خوبی انجام می دهند.

عرصه ی نگارش خبر، عرصه فاخرنویسی نیست.

برای اینکه توجه مخاطب از دست نرود و دچار خستگی و ملال نگردد، باید از کلمات       غیر لازم و نامربوط استفاده نکنیم. (Avoid  Unnecessary  Words )

کلمات نامربوط و غیر ضروری مخاطب را بی اعتنا و خسته می سازد.

انتخاب افعال مهارت ویژه نیاز دارد. باید به افعالی که در جملات به کار می بریم جان ببخشیم. ( ( Put  Action  into  Tour  Verbs برای چنین کاری لازم است که اولاً افعال ما در حالت مجهول به کار نروند ثانیاً تا حد ممکن «مرکب» نباشند. فعل معلوم بسیط (ساده) جملات متن خبری را سبکبال می کند.

خبرنویس موفق، همان گونه که سخن می گوید، خبر می نویسد. زبانش از زبان عادی و معمول مردم دور نیست. اساساً زبان خبر همان زبان مردم است به همان گونه که تکلم         می کنند. اما عادی از خطا و غلط.

امروزه مردم زبان رسمی و فاخر را در خبر نمی پسندند.

سبک خبرنویسی تغییر کرده و به زبان مردم نزدیک شده است. اگر زمانی خبر برای گروهی از مردم تهیه، نگارش و تنظیم می شد، امروز بر اثر کثرت و تنوع گیرنده ها و دسترسی راحت مردم به آنها خبر برای عموم مردم نوشته می شود.

یکی دیگر از اصول نگارش خبر، تصویری کردن کلمات و انتخاب کلمات تصویری است. هرچه می توانیم از واژگانی که در آسمان مصرف دارند و مناسب روی ابرها و لابلای    برگ های درختان و همراه نسیم و باد و بر تارک قلل پر غرورند، کمتر استفاده کنیم و کلمات در دسترس و منطبق با مناسبات زندگی واقعی مردم را برگزینیم. راه نزدیک شدن به مخاطب را یافته ایم.

آخرین نکته این است که مفاهیم خبری و کلمات و جملات باید به گونه ای نگارش و تنظیم و اولویت بندی شوند که با تجربیات و اطلاعات قبلی مخاطبان پیوند بخورند. چیزی ننویسیم و چیزی نگوییم که مخاطب ما هیچ خاطره، آگاهی، پیش زمینه و تجربه ای دربارة آن نداشته باشد.