نویسندة چیره دست خبر، نویسنده ای است که بتواند از هر رویدادی ( Event) حداقل یک خبر (News ) بسازد.
خیلی از افراد رویدادها را می بینند و عادی می گذرند چه آن رویداد مهم باشد چه نباشد اما برای خبرنویس، رویدادهای کوچک و بزرگ و دور و نزدیک، خیلی سریع با پسند و علاقه مردم، با منابع و مصالح جامعه سنجیده می شود. اگر در یک رویداد ردپایی از توجه و علاقه و منابع مردم نهفته باشد، آن رویداد یک خبر می شود و مخاطب سازی می کند.
داشتن نگاه و شّم خبری یعنی اینکه نویسندة خبر در نوشتن خبر بیاموزد که باید نگاهش به هر چیزی در دور و نزدیک، نگاهی خبری باشد و مهارت خلق خبر و کشف خبر را از حادثه ای به ظاهر عادی و روزمره کسب کند. ریزش باران یک رویداد طبیعی و شاید در منطقه یا مناطقی عادی باشد. همین رویداد عادی برای یک نویسنده خبر کانون تهیه و به دست دادن خبر است.
رشد و رونق کشاورزی، شادی کشاورزان، ذخیره سازی آب در پشت سدها و امنیت و آرامش مردم در مصرف آب، فراوانی محصول است و نیز خطر سیل و آسیب های ناشی از ریزش باران، همه عواملی است که به نگاه یک خبر نویس هوشمند عمق و معنایی خاص می بخشد.
مهارت دیگری که باید در نوشتن خبر به آن توجه داشت و نویسنده خبر در کسب آن باید دقت و وقت صرف کند، استقلال فردی در انتخاب و خلق موضوع خبر است.
نویسندگان موفق خبر ترجیع می دهند که ابتدا خودشان در کشف و دستیابی خبر پیشقدم باشند.
به همین دلیل است که وقتی زندگی خبری یک نویسنده ممتاز خبری را مانند پیتر کلارک (Peter Clark ) برسی می کنیم، متوجه می شویم که او در همه حالات فعالیت خود یا استقلال و نگاه فردی داشته و یا در کنار سردبیری شایسته و کارآزموده قرار داشته است.
اینگونه افراد از قرار گرفتن در کنار سردبیری ضعیف دوری می کنند. بنابراین مستقل بودن و با سردبیری آگاه همکار بودن شعار یک نویسنده خوب خبراست.
در نویسندگی خبر نکته ای که خبر را محتوا و عمق و جذابیت می بخشد، نوع کاری است که نویسنده در تهیه خبر پیش می گیرد. او تلاش می کند درباره خبر اطلاعات وسیع جمع آوری کند اما اطلاعات او کاملا کیفی است نه کمّی.
در حاشیه هر رویدادی نکاتی وجود دارد که فقط نگاه ظریف و تیزبین نویسندة خبر آنها را می یابد و به رویداد مرتبط می سازد و از رویداد یک بستة خبری به دست می دهد. اطلاعات کمی و ملال آور خبر را جذاب و پر محتوا و مخاطب پسند نمی کند. اگر چه خبر عنصری عینی است اما لازمة آن کیفیت در پرداخت اطلاعات است.
نویسندگی در رسانه های خبری امروز، اطلاعیه نویسی و نگارش بیانیه نیست. خبر مقوله ای کیفی است. کیفی بودن اطلاعات در پرداخت و نگارش خبر، از عینیت آن نمی کاهد؛ بلکه موجب علاقه مندی بیشتر مخاطب به آن می شود.
راز افزایش مخاطبان بحث های خبری در رسانه های بزرگ کیفیت دادن به نگارش خبر است و این مهارت برای نویسندة خبر به دست نمی آید مگر اینکه او هنگامی که به جمع آوری اطلاعات دربارة رویدادی اقدام می کند به اصل کیفیت اطلاعات (Quality Of Information) توجه داشته باشد.
در نوشتن خبر، لیدنویسی اصلی است که نویسنده برای نگارش و تنظیم آن بسیار وقت صرف می کند و مرارت می کشد.
او می داند که لید کلید ورود به منبع علاقة مخاطب است. لید ابزار دعوت مخاطب و بی اختیار ساختن اوست. نویسندگان بزرگ خبری اعتراف می کنند که با همه تجربه ای که دارند گاهی در نگارش یک لید ده ها بار آن را خط می زنند و دوباره می نویسند و سرانجام به بهترین جمله و عبارت می رسند.
لیدنویسی شاخص شناسی عیار نویسندگی یک خبرنویسی است.
نکته دیگر در خبرنویسی این است که نویسندة خبر باید کاملاً خودش با کلمات، عبارات و جملات عجین شود، آنها را درک کند و دریابد و مفهوم مورد نظر خود را به طور شفاف در آنها بیابد. گاهی مفهوم در بین کلمات گُم است. مفهوم باید در ظرف بهترین کلمات و مناسب ترین و ساده ترین واژه ها قرار گیرد. نویسندگان بزرگ خبر معتقدند که با کلمات و جملات نوشتة خود زندگی می کنند. با آنها هم احساسند. حتی در خواب هم همراه آنهاست و در هر لحظه دنبال اطلاعات جدیدی برای باروری مفهوم خبری خود هستند و این روحیه ی تحسین برانگیزی است و با روحیه ی نوشتن خبر به صورت رفع تکلیف متفاوت است.
نویسنده ی خبر متن خود را بلند می خواند و به گوش خودش بیشتر از چشم اعتماد دارد.
باید متن را خواند. باید صدای کلمات را شنید. گاهی کلمه ای از چشم و نظر به غفلت
نویسنده ی خبر متن خود را بلند می خو اند و به گو ش خو دش بیشتر از چشم اعتماد دارد. گاهی کلمه ای از چشم و نظر به غفلت و عادی می گذرد در حالی که آن کلمه را گوش نمی پسندد و شاید تأ ثیر بدی داشته باشد.
عادی می گذرد در حالی که آن کلمه را گوش نمی پسندد و شاید تأثیر بدی داشته باشد.
نویسندة خبر باید صدای نوشته را اول خودش بشنود.
نگارش خبر باید به گونه ای تنظیم شود که از خشکی نگارش دور بماند و در حالی که مطالب کاملاً مستند، آماری و عینی هستند باید مبتنی بر علایق و ذوق درونی مخاطب باشد.
نویسندة خبری در حالی که خبر را می نویسد که مطالب و کلمات و جملات سفارش خود اوست پس باید از نگارش آنها رضایت داشته باشد.
یکی دیگر از ویژگی های برجستة نویسندة خبر علاقه مندی بیش از حد او به کلمات است. همیشه به دنبال آموختن واژگان نو و اسم های تازه و نام های جدید است. نویسندة خوب دائم در حال مطالعه است.Good writers are Lifelong Readers) ) واژه و کلمه و نظر عقیده جمع می کند. او می داند که با کلمات جدید اسم های نو و فکر تازه می تواند نوآوری کند و سبک بیافریند.
در طراحی و انتخاب کلمات یک جمله ای خبری باید توجه داشت که برای هر واژه نوعی جذابیت و استقلال قایل شد. به گونه ای که هر چه مخاطب به کلمات پایانی جملات یک بند خبری نزدیک می شود، علاقه ی او به شنیدن آن خبر بیشتر شود. گاهی کل یک مفهوم خبری در چند کلمة اول ادا می شود و کلمات و جملات بعدی جذابیت و هیجان ندارند. باید تا آخرین کلمه شوق مخاطب را در شنیدن حفظ کرد. یادمان باشد که «رغبت» و «هوشیاری» مخاطب از اساسی ترین سرمایه های بخش خبری است.
دقت در دخالت ندادن احساسات و هیجان از هر نوع آن، اصل بسیار مؤکّد در نگارش خبر است.
خبر نماد تعادل و بی طرفی است و عینیت گوهر خبر تلقی می شود.
اگر در نگارش خبر احساسات و هیجان و شائبه ای از جانبداری حس شود، به این ویژگی ها یعنی «تعادل» و«عینیت» لطمه می خورد.
اعتبار هر بخش خبری به تعادل نگارش خبر و میزان عینی بودن مطالب و گزارش های آن است.
از این روست که در نوشتن خبر غیر از مواردی نادر نباید از صفات استفاده کرد. استفاده از صفت برای اسم ها نشان از جانبداری است.
مردم باید با شنیدن صدای گویندة خبر، خیلی سریع دریابند که او ((صدای تعادل)) است.
البته در موارد و نمونه های استثنایی، مثلا موقعیت های جنگی برمی تابد که جمله ای با یکی دو صفت همراه باشد. اگر زمانی کشور در جنگ و در حال دفاع باشد، کاربرد ترکیب های وصفی «عقابان تیزپرواز» یا «رزمندگان سلحشور» ضرورت موقعیت و اوضاع آن زمان است. در غیر این صورت کاربرد صفت نابجاست.
از سؤال های مهم در نگارش و تنظیم خبر، کوتاه و بلند بودن جملات خبر است. آیا جملة خبری باید کوتاه باشد یا بلند؟ چند کلمه باشد؟ در روزنامه تعداد این کلمات تا چه حدی است؟ در رادیو چگونه است؟ در تلویزیون و همراهی تصویر باید چه تعداد باشد؟
البته جمله ی کوتاه که مخل درک مخاطب نباشد خوب است اما مهم تر، شفاف بودن و بازبودن جمله است. امروز اصل شفاف بودن است. (Clarity)
جمله ی شفات به معنای جمله ای باز است. (Open Sentence)
جملة باز در خبر چیست؟ جمله ای که مخاطب در درک و قبول آن دچار تأخیر، تردید،ا بهام، پیچیدگی نشود و احساس فریب نکند.
هر بند خبری کانونی دارد که اصل مفهوم در آن است. جملات باید مانند مسیری روشن و شفاف مخاطب را به قلب متن خبری هدایت کنند. علایم و نشانه ها هم کلمات مناسبی هستند که انتخاب می شوند. با شنیدن جملات یک بند خبری باید احساس کرد که نویسنده خبر در هر لحظه برای هدایت به اصل مفهوم خبر همراه اوست.
جمله ی باز یا شفاف، جمله ای است که عنصر اصلی خبری در تمام سنجش های جمله برجسته باشد. گاهی یک بند دو سه جمله ایِ بیست سی کلمه ای را از رادیو یا تلویزیون می شنویم. گویا در یکی دو کلمة اول اصلی ترین عنصر خبری آن بند گفته شده است. اگر مخاطب آن یکی دو کلمه را نشنیده و از دست داده باشد، نباید بقیه کلمات و جملات برای او مبهم و بی اثر باشند. نویسندة خبر باید عنصر و مفهوم اصلی خبر را در کانون خبر و در جای اصلی توجه مخاطب قرار دهد.
گاهی گویندة خبر، خبری را می خواند که مخاطب چند کلمه ی اول آن را نشنیده است. گرچه تلاش می کند که خبر را درک کند ولی نمی تواند زیرا نویسنده مفهوم باز بودن جمله و شفاف بودن آن را در نیافته است. نمی داند تکلیف چنین مخاطبی چیست. نمی داند که نباید اصل خبر را در دو سه کلمه اول گنجاند و بقیه کلمات و جملات را به طور ضعیف به آن چسباند.
اصل دیگر در نگارش خبر انتخاب کلمات و واژگان آشنا است. کلمات و واژگان بزرگ ما را در رسیدن به افکار بلند کمک می کند اما اگر خواستیم فکر بلند را به دیگران برسانیم باید یادمان باشد که این وظیفه را واژگان کوتاه، ساده و آشنا به خوبی انجام می دهند.
عرصه ی نگارش خبر، عرصه فاخرنویسی نیست.
برای اینکه توجه مخاطب از دست نرود و دچار خستگی و ملال نگردد، باید از کلمات غیر لازم و نامربوط استفاده نکنیم. (Avoid Unnecessary Words )
کلمات نامربوط و غیر ضروری مخاطب را بی اعتنا و خسته می سازد.
انتخاب افعال مهارت ویژه نیاز دارد. باید به افعالی که در جملات به کار می بریم جان ببخشیم. ( ( Put Action into Tour Verbs برای چنین کاری لازم است که اولاً افعال ما در حالت مجهول به کار نروند ثانیاً تا حد ممکن «مرکب» نباشند. فعل معلوم بسیط (ساده) جملات متن خبری را سبکبال می کند.
خبرنویس موفق، همان گونه که سخن می گوید، خبر می نویسد. زبانش از زبان عادی و معمول مردم دور نیست. اساساً زبان خبر همان زبان مردم است به همان گونه که تکلم می کنند. اما عادی از خطا و غلط.
امروزه مردم زبان رسمی و فاخر را در خبر نمی پسندند.
سبک خبرنویسی تغییر کرده و به زبان مردم نزدیک شده است. اگر زمانی خبر برای گروهی از مردم تهیه، نگارش و تنظیم می شد، امروز بر اثر کثرت و تنوع گیرنده ها و دسترسی راحت مردم به آنها خبر برای عموم مردم نوشته می شود.
یکی دیگر از اصول نگارش خبر، تصویری کردن کلمات و انتخاب کلمات تصویری است. هرچه می توانیم از واژگانی که در آسمان مصرف دارند و مناسب روی ابرها و لابلای برگ های درختان و همراه نسیم و باد و بر تارک قلل پر غرورند، کمتر استفاده کنیم و کلمات در دسترس و منطبق با مناسبات زندگی واقعی مردم را برگزینیم. راه نزدیک شدن به مخاطب را یافته ایم.
آخرین نکته این است که مفاهیم خبری و کلمات و جملات باید به گونه ای نگارش و تنظیم و اولویت بندی شوند که با تجربیات و اطلاعات قبلی مخاطبان پیوند بخورند. چیزی ننویسیم و چیزی نگوییم که مخاطب ما هیچ خاطره، آگاهی، پیش زمینه و تجربه ای دربارة آن نداشته باشد.